قدم های رسیدن به موفقیت

  • 212
  • 0

قدم در مسیر رشد شخصی

در این مقاله قصد داریم درباره‌ی موضوعی صحبت کنیم که این روزها با آن رو به رو هستیم. اینکه ما در مسیری که هستیم، ناگهان دست می‌کشیم و این فوق العاده اتفاق بدی است. متأسفانه الآن در شرایط بد اقتصادی قرار گرفته‌ایم و شرایط خوبی نداریم و شاید بتوان به جرأت گفت که در چندین سال گذشته، شرایط کنونی ما یکی از سخت‌ترین شرایط‌ به شمار می‌رود. پس ما باید به این فکر باشیم که حداقل کاری که از دست ما برمی آید این است که خودمان را قوی‌تر کنیم و این قوی‌تر کردن شخصیت چیزی نیست جز رشد شخصی. به این فکر کنید که چطور می‌توانید به بهترین نحو عمل کنید و به بهترین شخصیت تبدیل گردید؟ یک شخصیت قوی تا بتوانید برنده باشید چرا که متأسفانه الآن شرایط به شکلی نیست که بتواند به شما کمکی کند، بتواند مسیری را پیش روی شما باز کند یا بتواند گره‌ای از مشکلات شما را بگشاید. شرایط، فوق العاده سخت است. اگر شما خودتان فکری نکنید یا برای رشد شخصیت خود کاری انجام ندهید، طبیعتاً چیزی جز باختن در انتظارتان نخواهد بود.  

 

قدم های رسیدن به موفقیت و بهبود کسب و کار شما


تنها کاری که شما می‌توانید انجام بدهید این است که حداقل خودتان را قوی کرده، بهترین تصمیم‌ها را بگیرید و تا جایی که می‌توانید ادامه بدهید؛ اگر هم شکست خوردید، می دانید که تمام تلاشتان را کرده‌اید و به خودتان می گویید که بهترین عملکرد را داشته اید، اما شرایط برنده شد. پس به تک تک تصمیم‌هایی که در زندگی می‌گیرید و به تک تک این ثانیه‌ها و دقایقی که در حال گذر هستند، توجه داشته باشید. شما باید بهترین شخصیت خودتان را بسازید.

لذت بردن از زندگی را بیاموزید

شرایط کنونی به خصوص شرایط اقتصادی، شرایط مناسبی نیست ولی هیچ کسی نمی‌داند که در آینده قرار است چه اتفاقاتی رخ دهد و یا قرار است چند سال عمر کند چرا که آینده را نمی‌توان خیلی پیش بینی کرد. اما اگر قرار باشد که چند سال آینده جلوی آینده بایستید و از خودتان بپرسید که در طی این سال‌ها یا حتی در کل عمر خود چه کاری انجام داده‌اید، چه جوابی خواهید داد؟ آیا واقعاً شما به این دنیا آمده‌اید تا دنیا را به شکل بدی تجربه کنید؟ دنیایی پر از سختی، پر از خواسته‌هایی که نتوانسته‌اید به آنها دست پیدا کنید، پر از لحظه‌هایی که باید از آنها لذت می‌بردید اما تنها حسرتشان را خوردید؟ آیا واقعاً دلیل آمدن شما به این دنیا این چیزها است؟ آیا لیاقت شما این است که زندگی سختی داشته باشید و تنها عذاب بکشید؟ آیا قرار است هر روزی که می‌گذرد فقط به مشکلاتتان فکر کنید یا به تفریح و خوشی هم نیاز دارید؟
توجه به این نکته مهم است که زمانی که کسی 10 سال آینده جلوی آینه ایستاد، به خودش نگوید من زمان را از دست داده‌ام و شاید می‌توانستم به شکل دیگری زندگی کنم. بهترین محرک و بهترین انگیزه این است که به این فکر کنید که برای تحمل سختی‌ها و حسرت کشیدن به این دنیا نیامده اید، بلکه به این دنیا آمده‌اید تا از زندگی لذت ببرید و به بهترین آدمی که می‌توانید تصورش را بکنید، تبدیل بشوید. این گفته‌ها را یک جا بنویسید و به عنوان شعار و الگوی خودتان قرار بدهید و هر لحظه از آن انرژی بگیرید. چرا که مطمئناً هیچ کس برای بد زندگی کردن به این دنیا نیامده است. اگر شرایط جامعه و شرایط اقتصادی به شما کمکی نمی‌کند، شما باید خودتان به خودتان کمک کنید. خودتان کاری کنید که بتوانید نتیجه متفاوتی بگیرید، حتی اگر شرایط بد باشد. مطمئناً کسی که بتواند در شرایط سخت نمره 10 بگیرد، در شرایط خوب حتماً می‌تواند نمره بالای 20 هم بگیرد. اما اگر کسی بگوید شرایط سخت است و به همان چیزی که دارد راضی باشد، زمانی که شرایط بهبود پیدا کرد و اوضاع اقتصادی بهتر شد، هیچ کاری بلد نیست که انجام بدهد چرا که پیش‌تر تصمیم گرفته است که یک بازنده باقی بماند و شکست را پذیرفته است. پس در آینده اگر شرایط هم تغییر کرد باز برای این دسته از افراد تفاوتی نمی‌کند.

 

قدم های رسیدن به موفقیت

 

دلایلی برای عدم پذیرش شکست، ادامه دادن به مسیر انتخابی

حال ما چند نکته را بیان خواهیم کرد تا به شما کمک کند که از مسیر خود دست نکشید و شکست را نپذیرید. توجه به این نکات و دلایل، بی شک در زندگی بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

دلیل اول: به دنبال دلیلی برای دست کشیدن از اهداف خود نگردید

اگر شما به دنبال دلیلی برای دست کشیدن از اهدافتان هستید، مطمئن باشید آن دلیل را پیدا خواهید کرد. زندگی مملو از دلایل است. اگر شما تصمیم گرفته‌اید که لاغر بشوید، به محض اینکه از خانه بیرون بروید، انواع مختلف رستوران‌ها و غذاهایی که دوست دارید را می‌بینید و با افرادی برخورد می‌کنید که برای مثال در حال خوردن بهترین همبرگر هستند و تمامی این موارد دلیلی می‌شوند تا شما امروز به رژیم غذایی خودتان پایبند نباشید. تصور کنید شما وارد کسب و کاری می‌شوید و متوجه می‌شوید که ارزش‌ آن کسب و کار در حال از بین رفتن است، رقابت در آن بالا رفته است یا دیگر محصولتان ارزش قبل را ندارد. هزاران دلیل که باعث می‌شوند شما آن کسب و کار را رها کنید. در یک فرمول ساده می‌توان گفت که شما در اصل از پیش‌تر تصمیم گرفته بودید که دست بکشید. در این حالت در مغزتان این تصمیم را گرفته‌اید و چشم، ذهن و تمام وجودتان به دنبال نشانه‌ای است که به شما ثابت کند که باید از ادامه مسیر خود دست بکشید. برای مثال، شما در یک کوچه یا خیابان جمله‌ای را می‌بینید که تصور می‌کنید این جمله همان نشانه‌ای است که می‌گوید از ادامه کار دست بکشید. در سینما یک فیلم می‌بینید و همان برای شما تبدیل به یک نشانه می‌شود، حتی از کتابی که در حال مطالعه آن هستید هم نشانه مورد نظرتان را پیدا می‌کنید. این کار نادرستی است چرا که شما از قبل تصمیم گرفته‌اید که دست بکشید و بر اساس قانون جاذبه ذهنتان دائم به دنبال این است که دلیلی پیدا کند تا بر این تصمیم که باید از ادامه مسیر خود دست بکشید، مهر محکمی بزند.

 

چند گام تا رسیدن به موفقیت


پس حواستان باشد که این نشانه‌های کوچک شما را گمراه نکند. اگر به مسیرتان ایمان دارید و فکر می‌کنید قرار است در این کار، ورزش، رشته و... موفق بشوید، تا آخر مسیر پیش بروید چرا که به محض اینکه چشم باز می‌کنید، صدها دلیل برای دست کشیدن از کار مورد نظرتان را خواهید دید. برای مثال زمانی که استاد عزت خواه به ورزش کیک بوکسینگ مشغول بودند، طبق گفته خودشان هر لحظه یک اتفاقی برای بدنشان می‌افتاد مانند درد زانو، مچ دست و هزاران اتفاق دیگر که می‌توانستند برای یک بار هم که شده آدم را وسوسه کنند که دست از کار بکشد و به باشگاه نرود. اما ایشان به جای برگشتن به خانه به تمرین و ورزش ادامه می‌دانند اما تسلیم نمی‌شدند.

به دنبال دلیل مشکلات بگردید

اگر در کسب و کارتان به مشکلی برخورد کردید به دنبال پیدا کردن دلیل مشکلات باشید نه اینکه دست از کار بکشید. مشکل را بررسی نمایید. مثلاً مشکل رقابت درون بازار، قیمت خرید محصول یا قیمت فروش است یا هر مشکل دیگری؛ آن را پیدا کنید. اگر در درس خود دچار مشکل شده‌اید، دلیل مشکل را پیدا کنید. دلیل شما دانشگاه، اساتید یا کتاب‌ها می باشد یا اینکه شما انگیزه درس خواندن ندارید یا روش درست مطالعه کردن را بلد نیستید؟ باید دلیل را بفهمید نه اینکه از این مشکل به عنوان نشانه یاد کنید و درس را رها کنید. خیلی از افراد بازنده کسانی هستند که صدها شغل را امتحان می‌کنند اما شکست را تجربه می‌کنند و در هیچ کدام هم موفق نمی‌شوند چرا که وقتی فردی یک بار شکست را تجربه کند دیگر شکست‌های بعدی برای او عادی می‌شود و به مرور زمان در سیستم باورهای او، این باور ساخته می‌شود.
کسی که یک بار رژیم غذایی خود را می‌شکند، این کار در دفعات بعدی برای او راحت‌تر می‌شود و آنقدر این کار برای او راحت می‌شود که ممکن است در مرحله دهم با خود بگوید من اصلاً رژیم می‌گیرم تا آن را بشکنم. کسانی که قصد ترک سیگار را دارند، دفعه اولی که این تصمیم را می‌گیرند، رسیدن به خواسته برای آنها کار خیلی آسانی است اما اگر چندین بار این کار را انجام دادند و باز به سیگار روی آوردند، دیگر برای بار بعدی کار خیلی سختی را پیش رو دارند. چرا که درون سیستم باورهای خود به این باور رسیده‌اند که اگر قصد ترک سیگار را دارند باز به آن روی می‌آورند و این چرخه در حال تکرار است. پس به یاد داشته باشید که با ترک یک کار، در حال ساخت یک باور هستید و در واقع در حال عادت کردن به دست کشیدن از ادامه مسیر خود می باشید. با گذشت زمان به آدمی تبدیل می‌شوید که هر کاری را که آغاز کردید در نهایت آن را رها می‌کنید.

دلیل دوم: به دنبال خوشحالی یا ناراحتی دیگران نباشید

این دلیل کمی ناراحت کننده است اما واقعیت است و حتی شاید بتوان گفت یک قانون است. زمانی که در حال موفق شدن هستید و قرار است به یک دستاوردی برسید، خیلی از آدم‌های زندگی شما از این اتفاق خوشحال نمی‌شوند و دوست ندارند که شما موفق بشوید. شما زمانی که این موضوع را متوجه می‌شوید، حس بدی پیدا خواهید کرد و مثلاً با خود می گویید چرا صمیمی‌ترین دوستان من از اینکه به مقامی رسیده‌ام خوشحال نمی‌شوند؟ آن‌ها از اینکه شما به مقامی رسیده‌اید، شرکتی را تأسیس کرده‌اید، به مبلغ قابل توجهی درآمد رسیده‌اید، ازدواج کرده‌اید یا دستاورد مشخصی در زندگی داشته‌اید، خوشحال نخواهند شد. زمانی که متوجه این موضوع می‌شوید که آدم‌های نزدیک شما، چه دوست و چه فامیل از موفقیت شما خوشحال نمی‌شوند، شوکه خواهید شد. اما این اتفاق می افتد و دلیل آن هم خیلی ساده است، کسانی که بازنده هستند و به چیزهایی که می‌خواستند نرسیده‌اند، دوست دارند افرادی شبیه به خود را در کنار خود داشته باشند؛ به ویژه زمانی که افراد از یک نقطه مسیر خود را آغاز کرده‌اند.
 کسانی که در ورزش، درس، کسب و کار و خیلی موارد دیگر با شما کاری را شروع کرده‌اند. زمانی که رشد شما بیشتر باشد، بعضی از این افراد این حس را دارند که دوست ندارند شما موفق‌تر باشید. برای مثال کسانی که درون یک کشتی هستند و کشتی سوراخ است و قرار است یک ساعت دیگر غرق بشود، دوست دارند که شما هم داخل آن کشتی باشید، دوست ندارند قایق شما سالم باشد. شما باید این موضوع را بپذیرید. از شما می‌خواهیم به عنوان یک نابغه میلیونر به این شکل فکر کنید. شما مسیرتان را به خاطر آن‌ها شروع نکرده‌اید و قرار نیست به خاطر آنها موفق بشوید. شما هدفتان را به خاطر خوشحالی آنها انتخاب نکرده‌اید، بلکه به خاطر خودتان انتخاب کرده‌اید، پس نباید برایتان ناراحتی یا خوشحالی این افراد مهم باشد. شما هدفی داشته‌اید و به آن رسیده‌اید و از این بابت به شما تبریک می گوییم. به عنوان یک نابغه میلیونر در مسیر موفقیت، با سختی‌های زیادی رو به رو می‌شوید، خیلی از اطرافیان شما واکنش‌هایی را نشان می‌دهند که شما را شوکه می‌کند و از خودتان می‌پرسید که واقعاً چرا باید این حس را به شما داشته باشند. هر صفتی که دوست دارید می‌توانید روی این حس بگذارید اما به آن فکر نکنید، بلکه به چیزی که انتخاب کرده‌اید و قصد رسیدن به آن را دارید فکر کنید. شما برای خودتان زندگی می‌کنید نه برای اینکه ببینید چه کسانی خوشحال می‌شوند و چه کسانی ناراحت. طبیعتاً کسانی هستند که ناراحت بشوند. این مسائل خیلی به قانون شبیه است. افراد بازنده، کسانی هستند که در زندگی خود در حال غرق شدن هستند و دوست دارند عده‌ی دیگری هم با آنها غرق شوند تا در مسیر بدبختی و شکست تنها نباشند.

 

گام های رسیدن به موفقیت

 

دلیل سوم: از اهداف خود دست نکشید

مسیری که ما در آن به دنبال موفقیت هستیم، شاید مسیر سختی باشد. مثلاً بدنسازی که به دنبال پیروزی در مسابقات است لازم است یک سری از غذاها را نخورد و به زمان خواب خود دقت کند یا به خیلی از مهمانی‌ها نرود چرا که بدنساز است و باید از بدن خود مواظبت کند. یک بیزینس من، در خیلی از مواقعی که دیگران خواب هستند، با دوستان خودشان صحبت می‌کنند، تلویزیون می‌بینند یا درگیر برنامه تفریحی هستند، باید کار کند و مطالعه نماید. مسیر شاید کمی سخت و متفاوت باشد اما برای رسیدن به موفقیت باید این کار را انجام داد. چرا که هزینه دست کشیدن از کار به مراتب از سختی‌هایی که در این مسیر تحمل می کنید، بیشتر است. خیلی از افراد هستند که می گویند من دوست دارم آخر هفته‌ها به خانه بروم و به تفریح و استراحت بپردازم، این خواسته معقولی است اما روزهای کاری آتی نیز در راه هستند. اگر شما خود را برای این روز آماده کرده‌اید، پس با خیال راحت به استراحت بپردازید. اما اگر آماده نکرده‌اید، باید بدانید که هزینه‌های زندگی شما وجود دارند. اگر شما الآن درس نخوانید، مطالعه نکنید و کسب و کار خودتان را نسازید، شنبه‌ای وجود خواهد داشت که باید هزینه‌های زندگی خود را پرداخت کنید. پس شما دیگر این حق را ندارید که بابت فقیر بودن، نداشتن پول یا کار گلایه‌ کنید چرا که شما در آخر هفته‌های خود گیر کرده‌اید و هر روز زندگی شما همان آخر هفته است. پس تا زمانی که کار و مهارت را یاد نگرفته‌اید و سختی کار را احساس نکرده‌اید، فقط به دنبال گذشتن همان روزتان هستید. مشکل خیلی از ما این است که به کسب مهارت فکر نمی‌کنیم و بیشتر به دنبال یک شغل هستیم. خیلی کم پیش می‌آید که بپذیریم اگر به دنبال پول بیشتری هستیم باید مهارت خود را بالاتر ببریم. اگر این فرمول را یاد نگیرید حتی اگر بهترین شغل را هم پیدا کنید، خیلی زود آن را از دست می‌دهید و این مسئله هیچ ربطی به سیستم‌های غلط موجود در بازار کار ندارد. هدف این است که شما خودتان را بسازید و مسیری که شما را به این هدف می‌رساند این است که ابتدا مسیرتان را بسازید. پس باید مهارت‌های خود را افزایش بدهید. به خاطر داشته باشید که در آخر هفته‌های زندگیتان گیر نکنید و شنبه‌ای وجود دارد. اگر خودتان را برای این روز آماده کرده‌اید، سریع به دنبال تفریحات بروید اما اگر آماده نیستید، الآن زمان کار کردن و بالا بردن مهارت‌ها است. کتاب بخوانید و در دوره‌های آموزشی مختلف شرکت کنید. چرا که الآن زمانی است که باید خودتان را بسازید، در غیر این صورت شنبه خیلی بدی در انتظارتان خواهد بود. یک حساب بانکی خالی و زندگی‌ای که در آن بازنده هستید.

دلیل چهارم: هدف‌هایتان از آنچه که فکر می‌کنید به شما نزدیک‌تر هستند

در طول مسیر، شما همیشه از آنچه که فکر می‌کنید به هدفتان نزدیک‌تر هستید. زمانی که احساس می‌کنید باید دست بکشید این را بدانید که خیلی به هدف خود نزدیک شده‌اید. پس به یاد داشته باشید که اگر احساس کردید الآن باید دست بکشید و دیگر ادامه دادن در این مسیر فایده‌ای ندارد، مسیر شما مسیری است که شما را به گنج می‌رساند. این زمان را از دست ندهید. 99 درصد زمان‌هایی که ما از ادامه مسیر دست می‌کشیم، هدف بسیار به ما نزدیک بوده است و ما فقط دست کشیدیم! چندین سال دیگر می‌فهمیم که چقدر به هدف نزدیک بودیم و دست کشیدم و حال شخص دیگری آن کار را انجام داده است و موفق شده است. نکته دیگر این است که در طول مسیری که در حال حرکت در آن هستیم، شخصیت ما در حال ساخته شدن است و ما بعداً نتیجه آن را می‌بینیم. اگر یک میلیونر خودساخته را دیدید، کسی که دارای یک ماشین خوب یا یک خانه رویایی است و خودش آن را خریداری کرده است یا کسی که کسب و کار موفقی دارد، پشت تمامی این موفقیت‌ها هزاران ساعت تلاش وجود دارد. یک بیزینس من ساعت‌ها مطالعه کرده است، هزاران کار انجام داده است، صدها جلسه رفته است و یک محصولی را ساخته یا فروخته است تا نتیجه تمام تلاش‌های او خانه یا ماشینی بشود که شما آن را می‌بینید. پس به خاطر داشته باشید که در مسیری که پیش می‌روید قرار است ساخته بشوید. اما نکته‌ی زیبای ماجرا این است که اگر از آن میلیونر خودساخته، خانه و ماشین او را گرفتید و او کاملاً ورشکسته شد، باز هم هیچ اشکالی ندارد. چرا که یک چیز بسیار ارزشمندتر از آن ماشین یا خانه به دست آورده است. شخصیت این فرد ساخته شده است، مثل یک سنگی که اکنون به یک مجسمه زیبا تبدیل شده است. پس می‌داند که باید در این مسیر چه کاری انجام دهد و تجربه‌ای را کسب کرده است که نه با پول و نه با هیچ چیز دیگری قابل تعویض نیست. پس از مسیری که شما را به هدفتان می‌رساند لذت ببرید. باید این را بدانید که ارزش این مورد چقدر از آن کالا یا ابزاری که قرار است بخرید بیشتر است. شاید با پول خود یک خانه یا ماشین بخرید یا کسب و کاری را راه اندازی کنید که همگی با ارزش هستند اما بالاتر از همه این موارد، شخصیتی است که در این مسیر از شما ساخته می‌شود.

 

نویسنده:
https://ezzatkhah.com/steps-to-reach-success
قدم های رسیدن به موفقیت

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

5

تعداد امتیازها: 1

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط