شبکه های اجتماعی

aparat

تکنیک کند کردن زمان

  • 31 خرداد 1397
  • 256
  • 0

در هر زمینه‌ای اصولاً افراد بزرگی وجود دارند که به عبارتی در آن زمینه یک قهرمان و لیدر هستند و بهتر از بقیه عمل کرده‌اند. ولی نکته مهم این است که اگر شما در طول شبانه روز 24 ساعت زمان دارید آن افراد هم در طول روز همین میزان زمان دارند ولی به دستاوردهای بیشتری می‌رسند. در این مقاله قصد داریم قانون‌هایی را برای شما بیان کنیم که بتوانید زمان خود را در طول روز افزایش دهید و تکنیک کند کردن زمان را یاد بگیرید.

باید هدف اصلی شما از زندگی کردن، لذت بردن از آن باشد. اگر قرار است که یاد بگیرید چگونه زمان خود را در طول روز افزایش دهید برای این است که بتوانید بیشتر از زندگی لذت ببرید، کارهایی را که دوست دارید انجام بدهید و برای کارهایی که برای شما لذت بخش هستند زمان بیشتری را به دست آورید نه اینکه صرفاً زمان خود را افزایش دهید تا آن را برای کارها و شغل‌هایی که به آنها علاقه ندارید و فقط از روی اجبار آنها را انجام می‌دهید، صرف کنید.

روزهایی در زندگی شما وجود دارند که در ذهن شما حک شده‌اند. مانند اولین باری که جایزه بزرگی در زندگی خود برنده شدید، زمانی که از دانشگاه فارغ التحصیل شدید، زمانی که شریک زندگی خود را پیدا کردید و... اگر شما 365 روز سال را درنظر بگیرید شاید در هر سال به تعداد کمتر از انگشتان دست، روزهایی دارید که در ذهن شما ثبت شده‌اند. اینکه این روزها این گونه در ذهن شما ثبت می‌شوند به این خاطر است که شما در آن روزها دستاوردی داشتید که باعث شده آن روز آنقدر در ذهن شما گسترش پیدا کند که شما هنوز هم به یاد آن روز باشید. در چنین روزهایی اکثراً احساسات شما درگیر بوده است و یک حسی درون شما تقویت شده که هر حسی می‌تواند باشد خوب یا بد.

قانون اول: باید سعی کنید اتفاقات خوبی که در ذهن شما ماندگار می‌شوند و با احساسات شما درگیر هستند را در زندگی خود بیشتر کنید. با این کار زمان در زندگی شما افزایش پیدا می‌کند یا به عبارتی زمان کش می‌آید. پس سعی کنید لحظه‌هایی که احساسات خوب شما را درگیر می‌کنند در زندگی خود افزایش دهید.

قانون دوم: لیست کارهای روزانه خود را کوتاه‌تر نمایید. خیلی از افراد فکر می‌کنند اگر کارهای مختلفی را بلد باشند و در طول روز کارهای زیادی انجام بدهند، فوق العاده موفق هستند. ولی برای مثال اگر شما در طول روز 100 درصد انرژی داشته باشید و بخواهید 10 کار را انجام دهید باید برای هرکار حدوداً 10 درصد از انرژی خود را صرف کنید. ولی فرض کنید که در طول روز 2 کار برای انجام دادن درنظر گرفته باشید در این حالت می‌توانید برای هر کار 50 درصد انرژی بگذارید و در نتیجه می‌توانید در آن کار موفق‌تر و حرفه‌ای‌تر گردید. شما باید هنر حذف کردن را یاد بگیرید. وقتی شما یک لیست از تعداد زیادی کار برای یک روز تهیه می‌کنید، این به این معنا است که در واقع شما نمی‌خواهید آن کارها را انجام دهید. شما باید یاد بگیرید که این لیست را بشکنید وکوتاه نمایید.

شاید برای شما پیش آمده باشد که وقتی به بازار کتاب می‌روید چندین کتاب را با هم خریداری می‌کنید و یا در خانه کتابخانه بزرگی برای خود ساخته باشید ولی با وجود علاقه‌تان به مطالعه آنها نتوانسته باشید خواندن آن‌ها را شروع کنید یا تعداد کمی از آنها را خوانده باشید! برای آنکه بتوانید این مشکل را حل کنید و مطالعه خود را شروع کنید هر بار که به بازار کتاب می‌روید یک کتاب بخرید نه چندین کتاب و مطالعه آن را شروع کنید. در این حالت ذهن شما یک کتاب را می‌بیند، برای ذهن و ضمیرناخودآگاه شما قبول آن بسیار آسان می‌شود، باعث می‌گردد که شما روی صندلی خود بنشینید و مطالعه کتاب را شروع نمایید. در واقع شما روی خواندن یک کتاب تمرکز می‌کنید، آن را به خوبی انجام می‌دهید و سپس به سراغ کتاب بعدی می‌روید. این موضوع در مورد کارهای شما در طول روز هم صدق می‌کند. زمانی که این کار را انجام دهید می‌توانید تمرکز بیشتری روی کارهای خود بگذارید، نفس عمیقی بکشید و آن کارها را به خوبی انجام دهید. به این شکل شما احساس می‌کنید که زمان بیشتری در طول روز دارید. ولی وقتی تعداد زیادی کار برای یک روز خود درنظر می‌گیرید حتی ممکن است وقت نکنید که ناهار بخورید و دائم با خود می گویید که خیلی سرتان شلوغ است. در صورتی که با وجود این همه کار نمی‌توانید دستاورد مناسبی در طول روز داشته باشید و باعث می گردد که به شما استرس وارد شود. ولی زمانی که 2 کار مهم را برای روز خود در نظر می‌گیرید و آن را بدون استرس انجام می‌دهید دستاورد خوبی هم برای شما حاصل می‌شود. ذهن و روز خود را با تعداد زیادی از کارهای بی ارزش پر نکنید.

قانون سوم: با احساسات خود زندگی کنید. برای مثال زمانی که پزشک به یک فرد می‌گوید که دچار بیماری سرطان است و فقط چند ماه دیگر زنده است، آن فرد ممکن است چند هفته اول خیلی ناراحت و افسرده بشود ولی بعد از گذشت مدتی به خود می‌آید، به این فکر می‌کند که کارهایی را انجام بدهد که تا الان انجام نداده است و فوق العاده دوست دارد که آنها را انجام بدهد زیرا فرصت او محدود شده است. پس به سرعت به سراغ کارهایی می‌رود که بسیار به آنها علاقه مند است و دیگر به خاطر پول، حرف مردم و... اقدامی نمی کند و دقیقاً کاری را انجام می‌دهد که قلب و احساس او می‌گوید و خود درونش را دنبال می‌کند.

شما هم باید به این طرز نگرش برسید که دقیقاً به احساسات درون خود گوش بدهید. زیرا زمانی که شما به حرف دل خود گوش می‌دهید، احساس شما درگیر آن بوده است و در احساسی که شما خرج می‌کنید مسلماً انرژی‌ای وجود دارد که زمینه ساخت انگیزه برای بهترین شدن در آن کار را فراهم می‌کند. فرض کنید پدر و مادر خود را برای چندین سال ملاقات نکردید. زمانی که آنها را بعد از چند سال می‌بینید و آنها را در آغوش می‌گیرید هیچ چیز دیگری در ذهن شما وجود ندارد، به اتفاقاتی که اطراف شما رخ می‌دهند به هیچ وجه توجه نمی‌کنید، صد در صد حواستان را متوجه دیدن پدر مادرتان می‌کنید، فوق العاده خوشحال هستید و هیچ چیزی حواس شما را پرت نمی‌کند. در کارهایی هم که در زندگی خود انجام می‌دهید باید همین گونه رفتار نمایید. اگر کاری که عمیقاً دوست دارید را با این شدت از احساسات انجام دهید، جز بهترین‌ها در آن زمینه می‌شوید. تمام افراد موفق در زمینه‌های مختلف هم با این دیدگاه پیش رفتند، به درجه‌ای رسیدند که هیچ فردی نمی‌تواند با آنها رقابت کند و به یک قهرمان تبدیل شده‌اند.

امیدواریم با اجرای این قانون‌ها در زندگی، بتوانید زمان خود را برای کارهایی که عمیقاً دوست دارید افزایش دهید و در نتیجه از زندگی لذت بیشتری ببرید.


سپاس از همراهی شما، همیشه مثل امروز موفق باشید.

بعد از مطالعه این مقاله با ارسال نظر خود در همین قسمت موفقیت خود را با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

دوستدار شما حسین عزت خواه مدرس موفقیت و کارآفرینی و آموزش فروش در آمازون

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط