شبکه های اجتماعی

aparat

چگونه درسال جدید هر روز با انرژی و با انگیزه باشید؟

  • 17 دی 1396
  • 699
  • 1

چگونه درسال جدید هر روز با انرژی و با انگیزه باشید؟

چگونه هر روز با انرژی و با انگیزه باشید | در سال جدید با انرژی و با انگیزه باشید | انرژی و انگیزه | شاد بودن روزانه | انرژی مثبت و پرنشاط بودن |انگیزه روزانه داشته باشیم | در سال جدید انگیزه داشته باشید | انگیزه و انرژی در سال جدید

 هر روز با انرژی و با انگیزه باشید در سال جدید

در این مقاله، شما باید چهار کار را انجام دهید، اولین چیزی که شما به آن نیاز دارید کتاب رویاهاست. چگونه باید کتاب رویاها را بسازید؟ یک دفتر سفید بردارید که حس قشنگی نسبت به آن دارید و احساس می کنید که می توانید رویاهای خود را در آن یادداشت کنید. دوم تقویم سال جدید داشته باشید. ترجیحاً بهتر است یک سررسید باشد که بتوانید برای هر روز خود مطالب را در آن ثبت کنید. نکته سوم یک عدد خودکار و نکته چهارم یک لیوان آب تهیه کنید و با من همراه شوید.

اکنون به موضوعی می پردازیم که شما در هر سطحی از زندگی که هستید، هر شرایطی که دارید، حتی ده نمونه بیزنس و صد نفر کارمند دارید یا موجودی شما پنجاه میلیارد در بانک است و یا در هر موقعیتی که هستید. باید سطح بعدی خود را ببینید که ورژن یا نسخه بهتر شما دقیقا چه کسی است؟ در رویای خود چه نسخه ای از خود دارید که می خواهید آن را امسال بسازید. سال جدید یک سال فوق العاده رویایی است، من در کنار شما هستم و قرار است بزرگترین رویای زندگی خود را امسال بسازیم. می خواهیم زمانی که اسفند سال جدید می رسد، رسیدن به رویاهای خود را با هم جشن بگیریم. بنابراین شما باید مصمم و با اراده باشید و تک تک این قوانین را اجرا کنید.

اولین کار آماده کردن همین چهار موردی بود که در بالا به آن اشاره شد. نباید بگوئید اکنون که تشنه نیستید. چرا باید لیوان آب کنار خود داشته باشد، خیر. بلکه می خواهیم همگام باهم پیش رویم. می خواهیم کارهای فوق العاده مهمی در این قسمت از کتاب انجام دهیم. این قسمت یک مقدار متفاوت تر و طولانی تر از بقیه قسمت های کتاب می باشد. همان طور که مشهود است این قسمت را قرار است ماه های خیلی زیادی مطالعه و مرور کنید و کارهایی که باید انجام می دادید را علامت بزنید. پس این چهار مورد را آماده کنید و ادامه دهید.

یکی از مجلات موفقیت در تورنتو با من مصاحبه ای داشت که جنجالی ترین سوال خود را به این نوع مطرح کردند: "دقیقا رمز موفقیت چیست؟"

جواب من به این نحو بود که رمز موفقیت فقط ساختن یک روتین یا عادت و سبک زندگی است. ساختن عادت های موفقیت است. شما نیز اگر می خواهید در هر زمینه ای اعم از مالی، روابط عاطفی، خانوادگی، اجتماعی یا مهاجرت موفق باشید. باید سبک زندگی خود را بسازید. سوالاتی که بسیاری از دوستان در جلسات حضوری و کلاس ها از من می پرسند این است که چه کسب وکاری را شروع کنند؟

آیا درست است فلان فروشگاه اینترنتی را ایجاد کنند یا محصولاتی را در سایت آمازون بفروش برسانند، و سوالات دیگری از این قبیل. جواب درست این است که شما باید سبک زندگی یک آدم موفق را بسازید که من آن را نابغه میلیونر می نامم، کسی که راه و الفبای موفقیت را می داند. من بر این باورم که نباید راه را به شما یاد دهم یا هیچ کسی نباید به دیگری راه را یاد دهد. هر انسانی که زیر بنای موفقیت را یاد بگیرد؛ می تواند به موفقیت برسد.

دلیل محکم این است که تمام آدم های روی کره زمین می توانند به بالاترین سطح از زندگی خود برسند. ولی فقط یک شرط دارد و آن هم این است که آن ها الفبای موفقیت را یاد بگیرند. شما اگر بخواهید رانندگی را یاد بگیرید، آیا رانندگی با پراید یا پژو یا لکسوس را جداگانه یاد می گیرید؟ خیر، شما فقط گواهینامه رانندگی می گیرید. به این معنا که شما با هر ماشینی می توانید رانندگی کنید.

 زمانی که می خواهید انگلیسی یا هر زبان دیگری را یاد بگیرید. ابتدا الفبا را می آموزید. بعد جمله سازی را یاد می گیرید ولی هیچ وقت در ابتدا با جمله هایی که در رشته فنی استفاده می شود، شروع نخواهید کرد. این طور نیست و این راه درست نیست. اول از الفبای هر کاری باید شروع کنید که موفقیت هم دقیقا همین طوری است. یعنی عادات انسان موفق را بسازید. در این بخش بر روی همین موضوع کار خواهیم کرد،

درسال جدید به این علت  که شما زیربنای موفقیت را یاد خواهید گرفت، می توانید موفق شوید. زمانی  این نکات را یاد گرفتید. در هر کاری که ورود پیدا کنید. جزو 10% بهترین های آن کار می شوید. حال می تواند در ورزش، کسب و کار یا در هنر و هر کار دیگری باشد. هر فردی باید این امر را به خودش ثابت کند و در کاری که وارد می شود. جزو ده درصد برترین های آن رشته باشد. چگونه این اتفاق می افتد؟ با ساخت عادت های یک انسان موفق.

 نکته دومی که باید بررسی کنید این است که شما باید هدف داشته باشید یا رویا؟

آیا تفاوت این دو را می دانید؟ اهداف مواردی هستند که شما به طور مثال روی کاغذ یادداشت می کنید، که می خواهید به این رتبه شغلی برسید و یا می خواهید در کنکور فلان رتبه را بیاورید. یا به ایکس مقدار درآمد برسید و فکر می کنید که باید به آن برسید. اصولا اهداف از محیط و آدم های اطراف شما گرفته می شود و شاید بسیاری از افرادی که در کنار هم هستند. اهداف مشترک داشته باشند که از آن اقتباس می شود.

اما رویا مواردی هستند که از درون خود شما می آیند، رویای شما با رویای فردی دیگر صدرصد فرق دارد. زیرا رویای آن ها از درون خودشان است و رویای شما هم از درون خود شما می آید. هیچ ربطی به این ندارد که مثلاً دوست، همکار یا پدر من چه شغلی دارد و چه کاری را انجام می دهد. رویای آن شخص یک چیز است و رویای شما چیز دیگری می باشد.

 حال چرا شما نباید اهداف را بنویسید، بلکه باید رویاسازی کنید؟ زیرا اهداف قدرتی ندارند. آیا می دانید پشت هر کلمه ای که می گویید، احساسی وجود دارد و آن احساس است که به آن کلمه معنی می دهد. می دانید که چرا بعضی از افراد مانند شعرا یا بازیگرها تاثیر زیادی روی افراد می گذارند. زیرا می توانند آن حس و انرژی که پشت آن کلمات و بازی دارند را به شما منتقل کنند. زمانی که شما در ذهن خود رویا می سازید، پشت تک تک آن رویاها احساس خیلی خوب شما قرار دارد و همین احساس است که حامل انرژی است و باعث می شود که شما به رویای خود برسید.

حال به سراغ کتاب رویاها بروید:

صفحه اول آن را باز کنید که جملاتی را در آن یادداشت کنید.

رویای زندگی شما چیست؟ از شما می خواهم آن را یادداشت کنید.

اکنون به چه شکل بفهمید که از صمیم قلب و درون خود آن را دوست دارید؟

شما تصور کنید تمام مهارت های دنیا را در اختیار دارید و هر کاری که بخواهید انجام دهید را بلد هستید. مثلا وب سایت هایی هستند. مثل لیندا دات کام که در آن تمام دوره های آموزشی وجود دارد. شما فرض کنید تمام مطالب لیندا دات کام را یاد گرفته اید یا تمام مهارت های ورزشی و تمام کسب و کارهای دنیا را بلد هستید. الآن چه کاری را انجام می دادید. شروع به نوشتن یک، دو، صد، هزار یا هر تعداد صفحه که می دانید، کنید و آن ها را یادداشت کنید.

اما هرگز قوه تخیل خود را محدود نکنید. اکنون باید از هدف گذاری فاصله بگیرید، هدف گذاری چیزی است که با شرایط اکنون شما سازگار است و جور در می آید و با شرایط الآن شما باید تطابق یافته است. به طور مثال ممکن است خودرویی که الآن سوار می شوید، پراید یا پژو باشد، شما می توانید به خودرویی که مازراتی یا لامبورگینی باشد فکر کنید؟ اما نکته اینجاست که اولین چیزی که به ذهن شما می آید، این است که ماشین خود را می فروشید و بیست یا سی میلیون هم وام می گیرید، اما باز هم به مبلغ مازراتی نرسیدید بنابراین می بینید این پول برای خرید مازراتی کم است پس آن رویا را رها می کنید.

سپس سراغ هدف گذاری می روید، در هدف گذاری چه اتفاقی می افتد، به این صورت که شما فرض می کنید ابتدا خودروی مگان می خرید، بعد مورانو می خرید، بعد از آن خودروی بهتر می خرید و مرحله به مرحله به جلو می روید، تا به خودروی پورشه برسید. این حالت در نقطه خیلی مثبت قضیه اتفاق می افتد. این که شما این قدر منطقی هستید که قدم به قدم به پورشه برسید، که قطعاً هشتاد درصد افراد نه اعتماد به نفس این را دارند و نه انرژی این را دارند و نه مثبت اندیش هستند که به پورشه یا به هدف بزرگ خود فکر کنند.

فقط به این موضوع فکر می کنند که در نهایت پنجاه یا شصت میلیون پول می توانند، جمع آوری کنند که به اندازه خرید یک مگان یا نوع دیگری در همین حد است. به نظر شما همین طور نیست؟

اکنون همه این موارد را فراموش کنید و تخیل و رویا داشته باشید، رویای شما اصلاً ماشین است یا خیر؟ اصلاً خانه است یا خیر؟ مسایل مالی است یا خیر؟

به طور مثال شما می خواهید، بهترین خواننده دنیا شوید باید رویای ذهن خود را بیرون بکشید و خوب فکر کنید و از شرایطی که الآن دارید رها شوید. فرض بگیرید تمام مهارت های دنیا را می دانید، هر مهارتی که در ذهن شما است. فرض کنید آن را دارید و همچنین پول آن را نیز دارید. مثلا پنجاه میلیارد در حساب بانکی شماست الآن رویای زندگی شما چیست؟

اکنون یک لیست بلند و بالایی داشته باشید. حداقل ده ، بیست یا سی رویا را باید بنویسید. با شوق این کار را انجام دهید و چیزی که واقعا می خواهید ودوستش دارید را بنویسید. تا حالا افرادی را دیده اید که می گویند اگر پول داشتند فلان کار را انجام می دادند، دقیقاً دنبال همین چیزها باشید، این ها را بنویسید. فرض بگیرید الآن پول را دارید، چه کاری انجام می دادید و شغل شما چه چیزی بود؟ کارتان چه چیزی بود و صبح که از خواب بیدار می شدید به کجا می رفتید؟ به کدام شهر یا کشور می رفتید؟ سراغ چه کاری می رفتید؟ آن را یادداشت کنید آن رویای زندگی شماست.

بعد از این که یادداشت کردید ساخت سبک زندگی را در ادامه به شما آموزش خواهم داد. من در دوره ای که با عنوان پاراسل زندگی برای دوستانی که مصمم به تغییر بودند و می خواستند سبک زندگی بسیار موفقی برای خود بسازند برگزار می کنم. به بررسی صفر تا صد کارآفرینی و تبدیل شدن به یک انسان موفق را بررسی می کنیم و به طور مثال در یک یاز این دوره ها رویای خود را کسب مبلغ سه میلیارد تومان در کمتر از دو سال در نظر گرفتیم که در ادامه پیش رفته و به نتیجه رسیدیم. شما نیز باید ذهن خود را برای رویاهای خود باز کنید و رها سازید.

چگونه می توانید به آن رویا برسید؟

شاید این امر سطح بعدی خیلی از افراد باشد و خیلی از آن ها با شنیدن تصور کنند که خیلی رقم بالایی است. در کسب و کار یا در روابط عاطفی یا در زند گی خود دقیقا راه موفق شدن آن ها این بود که یک سبک زندگی ساختند. قسمت عمده ساخت یک سبک زندگی نظم است. شما باید در زندگی خود نظم داشته باشید. مثلا اولویت بندی کارهای  خود در زندگی را بدانید. برای مثال در نظر بگیرید سه یا چهار کار در برنامه روزانه شما قرار می گیرد و اگر در خاطر شما باشد قرار بر این شد یک تقویم هم در اختیار داشته باشید و اکنون زمان آن رسیده است این اولویت بندی ذهن خود را انتخاب کند و آن را اول لیست بنویسید.

متاسفانه همه آدم های روی کره زمین فقط بیست و چهار ساعت در طول روز وقت دارند و اگر هوشمندانه انتخاب نکنند که چه کارهایی را باید انجام دهند، مسلما به نتیجه ای نمی رسند. علت این که یک نفر سه ماه است کار می کند، تلاش می کند ولی درآمدی ندارد یا درآمد او آنقدر خوب نیست که بتواند هزینه های خود را بپردازد. اصلاً هیچ پیش رفتی ندارد و اوضاع اقتصادی او بد است. اولین مشکل فرد این است که اولویت بندی در کارها و مشتریان خود را ندارد، شاید درآن کسب و کار خیلی از مشتریان باید حذف شوند. با مثال هایی که بیان شد متوجه شدید که باید اولویت بندی داشته باشید و در ادامه ساخت عادت را آغاز کنید.

عادت را از کجا می توانید بیابید؟

هر شخصی رویایی در ذهن دارد و تا این بخش باید رویای خود را نوشته باشید و بتوانید آن را تا انتهای این بخش انتخاب کنید. اکنون شروع کنید و در موتورهای جستجو مانند گوگل جستجو کنید، آدم های برتر در آن رشته را پیدا کنید. حتی اگر رشته شما اسکی کردن است، کسب و کار آنلاین یا ایمیل مارکتینگ است، هر چیزی که می خواهد باشد، آدم های برتر آن رشته را پیدا کنید و شروع به تحقیق در مورد آن ها کنید، ببینید آن ها چه کاری انجام می دهند.

شما برای شروع کار باید کپی کنید، کارهایی که آن ها انجام دادند را در زندگی خود کپی کنید، دوره هایی که دیده اند یا کتاب هایی که خوانده اید همه آن ها را قدم به قدم انجام دهید. ولی نکته این است که اولویت بندی کنید که کدام یک از کارهای خود را باید اول انجام دهید. ساعت هشت تا یازده صبح بهترین زمان برای انجام مهم ترین کارهای زندگی شما است و در این زمان هرگز خود را با تلفن همراه یا شبکه های اجتماعی سرگرم نکنید. بنابراین اولویت بندی از زمان و ساعت انجام کار شروع می شود. شما دیگر در طول روز زمان زیادی  ندارید و این یک واقعیت است.

هرگز از کارهای آسان شروع نکنید. درست است که انسان ذاتاً تنبل است و دوست دارد ابتدا کارهای ساده را انجام دهد. مثلاً یک موزیک را گوش کند یا با فلان دوست خود تماس بگیرد. بعد که سرحال شدند به سر کار می روند. اما این افکار درست نیست این ها را کنار بگذارید، شما می خواهید که موفق شوید و به رویای خود در سال جدید برسید. پس باید حواس شما جمع باشد که از ساعت هشت تا یازده صبح چه کارهایی را انجام می دهید، بدانید مهم ترین وظیفه زندگی شما چه چیزی است تا شما به رویای خود برسید.

رویای هرکسی با فرد دیگر فرق دارد و به تعداد تمام آدم های کره زمین رویا وجود دارد. پس دیگر از هیچ  فردی نخواهید که به شما بگوید صبح ها باید چکار کنید و به شما برنامه دهند. برای شما تعیین کند از ساعت هشت فلان کار را انجام دهید  و تا آخر روز برای شما برنامه مشخص کند. بلکه خود شما باید برنامه ریزی کنید و بستگی به رویای ذهنی خود شما دارد.

شما می توانید از افراد متخصص مشاوره بگیرید که قدم به قدم با شما کار کرده و پیش روید. بطور مثال من می توانم خودم را جای شما قرار داده و بگویم که اگر من بودم این کار ها را انجام می دادم. ولی هرگز برنامه دو نفر نمی تواند شبیه هم باشد. زیرا رویاهای افراد با هم فرق دارد. ولی یک سری تکنیک ها را باید بدانید. مانند نظم داشتن، در تقویم خود یادداشت کنید؛ که تک تک روزهای هفته چه کاری را باید انجام دهید.

همانطور که تولد خود را در تقویم یادداشت کردید. آیا ممکن است در روز دهم اسفند تولد بگیرید؟ مشخص است که هرگز اینکار را نمی کنید. پس باید کارهای شما همین طور باشد اگر کاری که یازدهم خرداد باید انجام دهید را روز دوازدهم خرداد انجام دهید، عصبانی شوید. تقویم را به یک طرف پرت کنید و به خود گیر دهید که چرا آن کار را انجام نداده اید، نه این که بگویید حالا مشکلی نیست فردا یا بعدا انجام خواهم داد.

 چند سال است که رویایی در ذهن خود دارید و فقط افسوس می خورید که چرا به آن نرسیده اید؟ الآن وقتش است در سال جدید به رویای خود برسید، باید مصمم باشید و در تقویم یادداشت کنید که در فلان روز من فلان کار را انجام خواهم داد، بعد سراغ سبک زندگی افراد موفق رشته خود بروید و آن ها را بررسی کنید. این کار را همین امروز باید انجام دهید.

بنابراین اولین مورد این است که شما باید رویای زندگی خود را پیدا کنید، مورد دوم این است که افراد موفق را پیدا کنید، مورد سوم این است که عادت  و سبک زندگی خود را بسازید و مورد چهارم این است که اجرای قوانین سبک زندگی را انجام دهید. به طور مثال ساعت هشت تا یازده صبح از یاد نبرید چه کارهای مهمی را باید انجام دهید. یعنی دیسیپلین یا همان نظم را اجرا می کنید و در تقویم آن ها را یادداشت کنید. برای یک هفته دیگر، دو هفته دیگر یا سه هفته دیگر مشخص باشد. چه کاری را باید انجام دهید.

یکی از مهمترین مواردی که در دوره پاراسل زندگی دانشجویان و کاربران با آن کار می کنند؛ نوشتن رویای خطی است. بطور مثال شما می خواهید در خرداد، در مرداد یا در شهریورماه کجا قرار گرفته باشید، پس آن را باید یادداشت کنید. همان به شما انگیزه می دهد که محکم تر قدم بردارید، اولش قدم بر می دارید و راه می روید. بعد شروع به دویدن می کنید و بعد پروازمی کنید. شما باید رویای خطی خود را بنویسید و بدانید که همه چیز دارد با رویا کار می کند، رویا هم دقیقا چیزی است که پشت آن احساس و انرژی قرار د ارد.

اما وقتی که به جای رویا، هدف در پشت آن قرار گیرد و چیزی باشد که از بقیه گرفته شده باشد. موفقیتی در پی خود ندارد. مثلاً درس خواندن چیز خوبی است نه برای همه افراد، رویا و عشق یک ورزشکار ورزش است، اگر به او بگویید ریاضی بخواند؛ نمی تواند موفق شود. اما اگر خواست ریاضی بخواند آن وقت است که موفق می شود.

رمز موفقیت دقیقا این است که شما باید کاری را انجام دهید که عاشق آن کار هستید. به این صورت که صبح از خواب بلند می شوید با ذوق و اشتیاق بگویید که باید زود صبحانه را بخورید و کار خود را شروع کنید. یک قدم جلوتر پیش بروید، ده قدم بپرید و پرواز کنید. نه این که با ناراحتی بگویید فردا هم دوباره باید سر کار بروید، مثلاً چه کسی حوصله دارد این درس ها را بخواند یا چه کسی حوصله دارد، این کتاب را مطالعه کند. کتابی را که دوستش نداشته باشید سه یا چهارماه زمان می برد تا فقط ده صفحه از آن را بخوانید. ولی وای به حال زمانی که شما عاشق آن کتاب باشید.

 آیا باور می کنید من هر دو یا سه روز یک کتاب را تمام می کنم. یا به طور میانگین روزانه یک کتاب مطالعه می کنم و به این دلیل است که من عاشق آن کتاب ها هستم، اصلا متوجه نمی شوم که چه اتفاقی دارد می افتد، سریع آن ها را می خوانم. زیرا آن کتاب عشق من است. خیلی از افراد این موضوع را باور نمی کنند، اما برای این امر تکنیکی نیز وجود دارد و اگر به دنبال این هستید. باید تکنیک ها را هم یاد بگیرید، موضوع یکی از بخش های کتاب این است که چگونه در سریع ترین زمان مطالعه کنید، بسیار موثر خواهد بود. در ادامه بحث مهمی را با یک سوال کلیدی ادامه خواهیم داد.

شما می خواهید یک انسان موفق باشید یا قصد دارید فوق العاده موفق باشید؟

دقیقاً همین جا باید تصمیم خود را بگیرید. اگر می خواهید موفق شوید. خود را به هدف یا رویا یا مقصد خویش وابسته کنید. مثلا شما ماشین پژو دارید، فکر می کنید زمانی که مورانا بخرید به هدف خود می رسید بعد شروع کنید به کار کردن و پول درآوردن. می توانید به این هدف برسید. مثل خیلی از افراد دیگر که می رسند، اما یک اتفاقی می افتد، شما در طول زندگی خود خوشحال نیستید و این را می توانید از آدم های اطراف خود بپرسید و تحقیق کنید، خانه و ماشین، خانواده و کسب وکار دارند؛ در یک جای خوب هم کار می کنند، اما خوشحال نیستند. از سی روز ماه شاید بیست روز را اصلا خوشحال نیستند، چرا؟ چون خود را وابسته به مقصدی کرده اند که می خواهند به آن برسند.

 یکی از بزرگترین رازهای موفقیت این است که شما درک کنید و باور کنید که خوشحالی طبیعی در پیشرفت و پروسه قدم به قدم است نه رسیدن به مقصد. شما تعیین می کنید کمتر از دوسال به سه میلیارد برسید، این فوق العاده زیبا است ولی هیچ وقت خود را وابسته به آن نکنید، شادمانی خود را وابسته به آن نکنید به دو دلیل: یک این که زمان زیادی طول می کشد تا به آن برسید. دوم این که دو سال باید زندگی کنید و نفس بکشید تا خوشحال شوید؟

مورد دوم خیلی دور است و چرا این زمان را باید از دست دهید، شما می توانید درهر لحظه از زندگی خوشحال باشید، زمانی که دارید کار وتلاش می کنید. زمانی که دارید در این مسیر قدم  بر می دارید. می توانید لذت ببرید ولی خود آن لذت را از خود سلب کرده اید. زیرا خوشحالی خود را به آن دو میلیارد گره زده اید. اگر می خواهید فوق العاده موفق باشید باید در تک تک ثانیه های روز خود حس و حال خوبی داشته باشید. فقط یک راه وجود دارد و آن راه این است که وقتی یک قدم خیلی کوچک به جلو می روید. پیشرفت می کنید مانند زمانی که دقیقا به آن مقصد رسیده اید همان طورخوشحال و شاد باشید.

در حال حاضر خیلی از کلاس ها، کارگاهها و سمینارهایی برگزار می شود که در مورد مثبت اندیشی حرف می زنند، حوزه خیلی بزرگی نیز هستند، صد تکنیک یا هزار تکنیک به شما می آموزند که شما خوشحال باشید. آن خوشحالی برای شما نیست و فقط یک تکنیک است، مثل این که موسیقی خیلی شاد گوش دهید. ولی زمانی که تمام شد دیگر شما خوشحال نیستید. آن به این علت است که فلسفه خوشحالی در ذهن شما جا نیفتاده است و کامل تعریف نشده است. فقط یک فلسفه در پشت آن است پیشرفت و قدم به قدم جلو رفتن و پروسه باعث شادی شما می شود.

زمانی که این را باور کنید وقتی کوچکترین قدم را هم برمی دارید. مثل زمانی است که شما کامل به آن کار رسیدید. باعث شادی شما می شود. بطور مثالی شما تصمیم می گیرید نویسنده شوید و یک کتاب پرفروش بنویسید. سناریوی فوق العاده موفق این است که هر صفحه ای که نوشتید به یک رضایت درونی برسید و به یک خوشحالی درونی برسید که بله شما توانستید این کار را انجام دهید. این حس شماست که از نوشتن یک صفحه دریافت می شود، صفحه دوم دوباره و صفحه سوم هم همین طور تا دویست صفحه، دویست بار خوشحال می شوید و از خودتان راضی هستید. زمانی که کتاب نوشته شد بگویید عالی است. این همان دویست قدم است که شما به آن رسیدید و شما در مجموع دویست بار لذت بردید.

 ولی زمانی که شما خود را وابسته به چاپ کتاب می کنید. در ابتدای نوشتن این تصور را دارید، نوشتن چهار تا برگه کتاب که خوشحالی نخواهد داشت، اگر چاپ کتاب تمام شد؛ آن وقت خوشحال خواهید شد. پس صبر می کنید اول چاپ شود بعد خوشحال شوید؟ خیر، شاید سه سال بعد چاپ شود یا ممکن است خسته شوید و آن را کنار بگذارید. زمانی که خوشحالی و رضایت خود را برای یک صفحه می گذارید، آن وقت است که  این قدم به قدم رفتن در هر لحظه خوشحالی در بردارد. آیا به شما مجوز نمی دهند؟ مهم نیست، یک روش دیگری پیدا می کنید چون انرژی گرفته اید.

خیلی از افراد را مشاهده کرده اید. وقتی کاری را شروع می کنند و کارآفرینی می کنند. خیلی انرژی دارند که دقیقا به همین علت است، زیرا آن ها به دنبال این نیستند که به نتیجه برسند تا خوشحال شوند و انرژی بگیرند. بلکه به دنبال این هستند که کلمات آن کتاب را بنویسند و از این کار لذت می برند و این قدر ادامه می دهند که تا صفحه دویست ادامه می دهند  و کتاب به چاپ می رسد.

برای کارآفرین ها و کسانی که هیچ چیزی در ابتدا وجود ندارد. بلکه این ساختمان و کسب و کار را می سازند. به طور کامل این اشتباه است که خود را وابسته به هدف کنند. چون هدف دور است و باید از صفر آن هدف را  بسازند. اگرهدف شما این است که کارآفرین شوید و یک چیزی بسازید. مثلا یک آلبوم موسیقی بسازید، کتابی بنویسید و یا فیلمی بسازید. حتما باید از همین لحظه لذت ببرید.

 شما در تجربه خود در سینما زمانی که تصمیم می گیرید؛ یک فیلم بسازید. از لحظه خلق تصاویر بر کاغذ لذت می برید و از اولین ثانیه ای که ایده یک فیلم شکل می گیرد لذت می برید. بخاطر این که فرایند تولید زمان بر است. نباید خوشحالی خود را به تاخیر بیاندازید. زیرا فرآیند به این صورت است که ابتدا باید سراغ فیلم نامه نویس بروید وبعد انتخاب بازیگر، نورپردازی و ادیت انجام شود. بعد از آن مجوزهای مختلف و بعد فیلم اکران می شود. این فرایند حدود دو تا سه سال زمان نیاز دارد. اگر شما بخواهید خوشحالی خود را به تعویق بیاندازید و بگویید که چرا جواب نمی دهد و چرا تمام نمی شود کار درستی نیست.

 اگر می خواهید فیلم موفقی را بسازید یا اگر می خواهید کارگردان موفقی شوید. راهش این است که از لحظه استوری بورد کشیدن خوشحال باشید. در ابتدا و از همان لحظه اول که قرار شد تقویم وخودکار و لیوان آب بردارید. از آن لحظه خوشحالی شما شروع می شود.

شما می دانید که در راه هستید و قدم برداشته اید و می دانید قدم به قدمی را که  برمی دارید به هدف خود می رسید، این است که خوشحالی باید در ذهن شما جا بیفتد، این را با خود تمرین کنید. برای این کار می توانید از یک دستبند استفاده کنید و آن را به دست خود ببندید تا یاد شما باشد و بگویید الآن درحال برداشتن این قدم هستید. خوشحالید و حس خوبی دارید. زیرا می دانید به رویا و هدف خود می رسید، این حسی است که در ذهن شما تداعی می شود.

نه این که همه احساس خوب را فراموش کنید تا زمانی که به هدف خود رسیدید، خوشحال باشید. نه، دست بند را به دست خود ببندید و روزی ده با ر تا صدبار با خود مرور کنید. تا زمانی که ملکه ذهن شما شود که قدم به قدم پیشرفت کردن باعث خوشحالی شما می شود.

حال شما در چه زمانی به رویای خود در سال جدید می رسید، چه زمانی این اتفاق می افتد؟

نکته اول این است که شما باید خود را ارزیابی کنید، هفته ای یک بار آن مسیری را که پیموده اید ارزیابی می کنید و بررسی کنید چه کارهایی را انجام داده اید و چه کارهایی را انجام نداده اید. زمانی که یک اتفاقی در کار می افتد آن را یادداشت کنید تا هفته بعد آن اتفاق یک بار دیگر رخ ندهد، اگر فراموش کردید یا تنبلی کرده اید که با آن سه نفر تماس بگیرید که از آن ها مشاوره بگیرید. در این هفته دوباره نباید آن کار را انجام دهید. باید به یاد داشته باشید در آن تقویم که همیشه همراه شما است؛ تمام نکات را یادداشت کنید. سعی کنید آن کار را بهتر کنید و اصلاً تاخیر نداشته باشید.

نکته دوم این است که شما نیاز دارید که یک گروهی از دوستان خود را پیدا کنید که اهل آرزو کردن  و خیال پردازی و  رویا ساختن در ذهن خود باشند، معنی این موضوع چیست؟ یعنی این که زمانی آنها از رویاهای خود با شما صحبت می کنند با احساسات خود با شما حرف بزنند. شما نیاز به حمایت کننده در اطراف خود دارید. حالا ممکن است آن ها از دوستان شما باشند یا از اعضای خانواده باشند. نمی گویید آن ها باید با شما هم مسیر باشند که همگی بخواهند، فوتبالیست شوند یا کسب و کار آنلاین داشته باشند، نه اصلا این طور نیست، منظور این است که همگی رویا داشته باشند.

برای این منظور به کافی شاپ رفته و دو ساعت صحبت کنید و انرژی خود را به فضای بیرون دهید و با اشتیاق داد و فریاد بزنید که می خواهید این کار را انجام دهید و آن ها هم از کار و انرژی خود گفته و شما انرژی بگیرید و برگردید.

 در بخش های قبلی کتاب بیان شده زمانی که هدف و رویای خود را به کسی می گویید. مسلما متعهدتر می شوید. این انرژی به بیرون می رود ولی خیلی مهم است که این رویا را به چه کسی می گویید. این اشتباهی است که خیلی رخ می دهد. شاید به یک نفر بگویید که تازه همه انرژی شما را هم بگیرد و با لحن خاصی بیان کند که شما می خواهید این کار را انجام دهید؟ به طور مثال زمانی که شما می خواهید رکورد گینس را بزنید و او بیان کند که می خواهید رکورد بزنید که چه اتفاقی بیفتد.

اکنون وظیفه دارید سه، چهار یا پنج نفر را پیدا کنید که رویاپرداز باشند. به رویاهای آن ها ایمان داشته باشند، با آن ها دوست شوید و ارتباط برقرار کنید و با آن ها بیرون بروید، صحبت کنید و در مورد رویاهای خود باهم حرف بزنید و به هم انرژی دهید؛ این خیلی مهم است.

نکته دیگری که وجود دارد این است که اگر این دوستان را ندارید. باید آن ها را پیدا کنید. خیلی ساده است. هیچ عذر و بهانه ای در سال جدید وجود ندارد. هرچیزی که ندارید، اگر کسی را ندارید که شما را حمایت کند. اگرپول ندارید، اگر ارتباطات ندارید. اگر هیچ چیزی نداشته باشید، امسال می توانید آن را بسازید. بنابراین این فکر را نکنید که آن شرایط را ندارید، بلکه شرایط را بسازید. من حسین عزت خواه زمانی هیچ چیز نداشتم، اما همه چیز را ساختم. بنابراین می توان آن ها راساخت، راه آن را بپرسید، اگر سوالات درستی بپرسید؛ کیفیت زندگی شما هم بهتر می شود، کیفیت همه کارهای شما بهتر می شود.

پس سوال درستی بپرسید و هرگز با خود نگوئید چرا دوست ندارید، چرا حمایت کننده ندارید، چرا اوضاع مالی شما بد است. بلکه بگویید، چگونه می توانید پشتیبان مالی پیدا کنید. آن وقت است که من می توانم راه را به شما نشان دهم. مغز و ضمیر ناخودآگاه شما هم آن موقع به شما جواب درستی می دهد، سعی کنید از امروز در سال جدید سوالات درستی را بپرسید.

نکته بعدی این است که خود را در زمان آینده ببینید، من همیشه ذکر کرده ام، زمانی که رویایی را در ذهن خود می سازید و روی کاغذ یادداشت می کنید. از زمان رسیدن به رویا تا زمانی که به رویا می رسید. در ذهن خود تصویر آن را داشته باشید. به طور مثال شما می خواهید که نویسنده کتاب باشید، زمانی که اولین کلمه را روی کاغذ سفید نوشتید. تصویری در ذهن خود داشته باشید همین طور از صفحات دوم و سوم، فصل ها و تا صفحه آخر در ذهن خود تصویری داشته باشید. زمانی که کتاب چاپ شده را باز می کنید. حس فوق العاده ای به شما دست می دهد که این کتاب شماست که چاپ شده است.

این که آیا خود را در زمان آینده می بینید یا خیر! فوق العاده مهم است.

هر کاری که می خواهید انجام دهید باید از آن تصویر ذهنی داشته باشید وهر روز با خود مرور کنید. من نمی گویم که مدام وقت خود را بگذارید و به رویای خود فکر کنید ولی حداقل روزانه یکبار با احساس به آن فکر کنید، توجه کنید این احساس است که خیلی مهم است، احساس سرشار از انرژی است. پس با این احساس، خود را در آن جایگاه تصور کنید. اگر هیچ تصوری از خود نمی توانید داشته باشید در اینترنت جستجو کنید و آدم هایی را پیدا کنید که به آن چه شما می خواستید برسید، آن ها رسیده اند و ویدئوهایی از آن ها ببینید تا بتوانید قوه تصویرسازی خود را قوی تر کنید.

در این مورد مثال کتاب که در بالا بیان شد نمونه بسیار خوبی بود. مثال دیگر این است که اگر می خواهید خودرویی را بخرید. سوار آن شوید از حجم دنده آن خودرو و فرمان و از صندلی های آن باید در ذهن شما تصویری وجود داشته باشد وحس داشته باشید. آیا به فروشگاه مبل رفته اید؟ توجه کرده اید چرا از مبل ها یک نمونه در فروشگاه می گذارند. زیرا مشتری روی آن مبل بنشیند و حس کند احساس راحتی کند و آن وقت است که می گوید بله خوب است.

این مبل را خواهید خرید و بخاطر آن ده یا بیست میلیون تومان پول می دهید. ولی اگر عکس مبل به شما دادند و گفتند که این مبل است. شما فقط می گویید بسیار خوب، زیرا هیچ حسی پشت آن عکس نیست. ولی زمانی که روی مبل می نشیند آن را حس می کند با احساس خود تصمیم می گیرد و آن مبل را می خرید، این سیستمی است که در دنیا در حال انجام و کار کردن است.

اگر به مثال ها دقت کنید. موارد زیادی وجود دارد که به این شکل است. شما هم زمانی که می خواهید به رویایی برسید که در ذهن خود ساخته اید. تک تک ثانیه های آن را حس کنید و آن ها را به خوبی لمس کنید.

نکته بعدی این است که زمانی یک رویا برای خود انتخاب می کنید. آن را یادداشت می کنید. سعی کنید حتی المقدور به صورت فرضی و اختصاصی تصور کنید که به آن رویا رسیده اید. مثلا کارهای تیمی و گروهی را در ابتدا شروع نکنید. زیرا آن کارها نیاز دارند که افراد دیگری هم وارد شوند. اگر آن افراد حضور پیدا نکنند شما به رویای خود نمی رسید. زمانی که شما می خواهید وارد کسب وکاری شوید تا جایی که امکان دارد. کسب و کار خود را محدود کنید، کسب و کاری که ده یا بیست نفر درگیر آن باشند. برای شروع خیلی بد است. زیرا اگر آن ده نفر نیایند. شما هم به رویای خود نمی رسید.

 

با سپاس فراوان از شما دوست عزیز، امیدوارم بیشتری بهره را از مطالب مقاله چگونه درسال جدید هر روز با انرژی و با انگیزه باشید؟ در افراد برده و شاهد اثرات آن در بهبود زمانبندی خود بوده و آن ها را از طریق ارسال کامنت با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

موفقیت شما روزافزون

حسین عزت خواه ، مدرس موفقیت و کارآفرین

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh
رامین فروتنی فر
رامین در تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۰۹ گفته:
۰ ۰ | ۱

اگه ده بار دیگه هم بخون کم خوندم.واقعا از خوندن تک تک کلمات این مقاله لذت بردم.دست حسین عزت خواه و پشتیبانی درد نکنه که مقاله هایی به این زیبایی تهیه میکنن.

شبنم  شیخی پور/پشتیبانی عزت خواه دات کام
شبنم شیخی پور/پشتیبانی عزت خواه دات کام در تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۰۹ پاسخ داده:
۰ ۰ | ۰

درود به شما رامین عزیز

امیدوارم شاد و سلامت باشید

شبنم شیخی پورهستم از تیم پشتیبانی عزت خواه دات کام

با سپاس فراوان بابت لطف و ابزار محبت شما دوست عزیز

تلاش ما در تیم پشتیبانی عزت خواه دات کام در راستای یاری رساندن به تمامی دانشجویان و کاربران عزیز بوده تا با بهره گرفتن از صحبت های استاد به موفقیت های روزافزونی دست یافته و خشنودی را به مجموعه عزت خواه دات کام وارد نمایند. به امید مشاهده موفقیت های بیکران شما دوست عزیز.

 

با سپاس فراوان از همراهی شما

پایدار و شاد باشید

شبنم شیخی پور

پاسخ

مطالب مرتبط