شبکه های اجتماعی

aparat

چگونه انسان شادی شویم؟

  • 18 آذر 1396
  • 388
  • 0

چگونه انسان شادی شویم؟

 

چگونه اعصابی آرام داشته باشیم | چگونه همیشه سرحال باشیم | چگونه شاد باشیم | و شاد زندگی کنیم | چگونه شاد باشیم و بخندیم | مقاله چگونه شاد زندگی کنیم | چگونه انسان شادی شویم | نکات طلائی ایجاد شادی

 

انسان شادی شویم

دوست من، مهمترین هدف زندگی شما چه می تواند باشد؟ 98 % افراد بر طبق آمار مهمترین و اصلی ترین هدف زندگی خود را پول و ثروت قرار می دهند. گزینه دومی که خیلی از افراد به دنبال آن هستند. معروف شدن است، اما بزرگترین سئوال من از شما این است: بزرگترین هدفتان در زندگی چه چیزی می تواند باشد؟ تاکنون چه چیزی بوده است؟ با دقت به این سوال فکر کنید و پاسخ بدهید.

چه هدفی در زندگی دارید که حاضر هستید بخاطر آن کار و تلاش مضاعفی انجام دهید؟

بزرگترین هدف زندگی این است که باید یاد بگیرید، شاد باشید و زندگی شادی داشته باشید، پس بزرگترین هدف زندگی شادمان بودن می باشد، اما حالا سئوال این است: چگونه می توانیم به این مرحله برسیم؟ چگونه می توانیم از تک تک لحظه های زندگی لذت ببریم؟

خوب دوست من! اکنون مهمترین هدف زندگی مشخص شد. امّا چرا اصرار دارم بگویم این مهمترین هدف زندگی است؟ دوست من تجسم کنید که به آزادی مالی که در زندگی می خواستید، رسیدید یا به همان اندازه در هر شغلی یا در هر صنفی که کار می کنید یا هرهدفی که دارید معروف شدید و به اندازه لازم پول کافی دارید، اما احساس می کنید که مثل خیلی از آدمای معروف نمی توانید؛ خیلی از زندگی لذت ببرید.

اگر زندگی خیلی از آدمای ثروتمند را بررسی کنید، شاید در اطراف  خود دیده باشید، آنقدرکه باید خوشحال و راضی نیستند و به این نقطه می رسند که می گویند نمی دانم که چه می خواهم، شاید خیلی ثروتمند یا خواننده ای معروف باشند، اما از درون غمگین هستند، خوب عیب کار دقیقا چیست؟ شاید می خواهند بیشتر ثروتمند یا بیشتر معروف شوند؟ نه دوست من، جواب این نیست، جواب این است که باید یک نگرش و باور شاد بودن در زندگی را پیدا کنند.

شاد بودن یک مهارت است و هیچ ربطی به این ندارد که به چه نقطه ای از اهداف خود در زندگی رسیده باشید. بعد از آن احساس شادمانی کنید، اگر یک زمانی به ذهن شما خطور کرد که اگر به درآمد دویست میلیونی رسیده ام یا به سرمایه یک میلیارد رسیدم بعد خوشحال شوم یا اگر گفتید که من قهرمان فلان رشته ورزشی شده و بعد خوشحال می شوم این تئوری به کل اشتباه است و اینگونه  برنامه ریزی نتیجه خوبی نمی دهد. چون زمانی که به هدف برسید باز هم شاد نیستید!

به این علت که نمی دانید به چه شکل باید شاد باشید، شاد بودن یک مهارت است و باید کم کم یاد بگیرید و همه چیز از تغییر باورهایمان نسبت به شاد بودن شروع می شود، شاد بودن نباید وابسته با این باشه که ما الزاما از نقطه A به نقطه B برسیم و بعد از آن شاد باشیم.

اصولا شاد بودن از سه نکته گرفته می شود: 

گزینه اول: گذشته ، گزینه دوم : زمان حال و گزینه سوم : زمان آینده

خوب در زمان گذشته اتفاقات خوب و بدی مسلماً افتاده است، کدامیک شما را شاد می کند؟ دقیقاً اتفاقات خوب! اگراتفاقات خوب گذشته در طول روز باعث خوشحالی شما می شود و باعث می شود که انرژی بگیرید و حتی لبخند بزنید. خوب این خیلی عالی است. من کاری به قسمت تلخ گذشته شما ندارم، چون نمی تواند اصلاً شما را شاد کند، ولی همان اتفاقات کوچک و بزرگی که در گذشته اتفاق افتاده و شاید موفقیت محسوب می شود و شما را می تواند شاد کند.

این خیلی خوب است، اما نکته اینکه، اتفاق گذشته، رخ داده و دیگر تمام شده است و شما دیگر کنترلی روی آن نمی توانید داشته باشید، نمی توانید بگویید اگر در زمان گذشته شاید اگر موفقیت من را بیشتر کنم الان بیشتر خوشحال باشم، نه! چون همه چیز تموم شده و و به شما می گویم اگر خود را وابسته به اتفاقات دیروز حتی اتفاقات مثبت و یا اتفاقاتی که همه آنها برای شما پر از موفقیت بوده است؛ کنید.

الزاماً نمی توانید به هدف خود که شاد بودن است برسید، نکته این است که شاد بودن شما نباید وابسته به زمان گذشته باشه، حالا به زمان حال می رسیم، زمان حال دقیقاً چیست؟ همین لحظه ای که در آن هستید و در آن قرار دارید، چه کاری در حال انجام دادن آن هستید؟ آیا این کار باعث می شود که شاد باشید؟ آیا از کاری که انجام می دهید؟ شغلی که دارید؟ خانواده ای که دارید؟ رابطه عاطفی که در آن  قرار گرفتید؟ خوشحال هستید و رضایت دارید؟ اگه جواب شما خیر است. باید یک سری چیزها را برای خود حل  کنید و از خود بپرسید که چه چیزی باعث شده که من الان شاد نباشم؟

 به گزینه آینده می رسیم، اگر به آینده امیدوار باشید خیلی خوب است، اگر بگویید فلان برنامه ها را دارم، اگر می خواهید بگویید که به فلان اهداف خود در آینده می رسید، خوب این خیلی خوب است. ولی باز هم نمی تواند به شما کمک کند که شادمان باشید. چرا این اتفاق نمی تواند رخ دهد؟ زیرا باز شادمانی خود را به یک اتفاق دیگری در یک زمان دیگر که کنترل خاصی الان روی آن ندارید. وصل کردید و الان نمی تواند به شما کمکی کند.

اگر واقعاً این حسی که بگویید من در سه سال آینده فلان کار را انجام می دهم و الان بتواند شما را خوشحال کند خیلی عالی است،  ولی کم پیش می آید که این اتفاق بیافتد، برای همین است زمانی که به یک نفری هدیه می دهیم فوق العاده خوشحال می شود. بخاطر اینکه هدیه را در دستانش می بیند. ولی اگر به آقای x یا خانم  y گفتید که قرار است من 2 سال بعد به شما بهترین ساعت را هدیه بدهم و شما خوشحال باشید؛ سخت است که خوشحال شود.

برای اینکه قول یه چیزی از آینده را به او می دهید و نمی تواند فرد گیرنده هدیه را خوشحال کند، واقعاً این مثال را در زندگی خود اجرا کنید، ببینید آیا واقعا خود شما هم خوشحال می شوید؟ پس شادمانی خود را  وابسته به اتفاقات آینده نکنید. چون معلوم نیست در آینده اتفاق آیا اتفاق می افتد یا خیر! زیرا واقعا نمی تواند مثل همان هدیه دادن شما را شاد کند. پس بزرگترین چیزی که در این سه نکته می تواند شما را خوشحال کند و می تواند کاری کند که احساس رضایت از زندگی خود کنید، دقیقاً زمان حال است.

خوب دوست خوبم! امیدوارم تا اینجا نکات کلیدی را دریافته باشید، پس باید روی زمان حال تمرکز کنید، من همیشه گفتم: Do what you love” ، دقیقاً کاری را انجام بدهید که عاشقش هستید، همین الان از خود بپرسید چه کاری انجام می دهید؟ چه شغلی دارید؟ با چه افرادی در زندگی خود رابطه دارید؟ رابطه عاطفی شما با چه کسانی است؟ خانواده شما را چه آدمهایی تشکیل داده اند؟ دوستان، همکاران دقیقاً همه را لیست کنید. اگر هر کدام از این آیتم ها باعث نمی شود که انسان شادی باشید، اینجا و در همین لحظه باید درست کنید؛ نه در زمان آینده و  نه در زمان گذشته، دقیقاً اگر در کاری که  انجام می دهید که عاشقش هستید به صورت اتوماتیک انسان شادی می شوید و حال روحی شما خوب می شود.

خوب دوست خوبم به مورد سوم  می رسیم، اینکه بررسی کنید روابط عاطفی شما چقدر در زندگی شما تاثیر دارد؟ شاید باور نکنید ولی بیش از 50% احساسات روزانه  شما بستگی به روابط عاطفی که درگیر آن ها هستید، دارد. خیلی مهم است که با چه کسی ارتباط دارید؟ چه کسی در زندگی شما حضور دارد؟ اگر همان فرد به شما آرامش دهد و شما واقعا عاشق آن فرد باشید، ناخودآگاه آرامش در زندگی شما می آید، اما اگر هر روز دعوا کنید و هر روز مشکل دارید.

باید مشکلات را حل کنید و اگر کوتاهی کنید و در نظر نگیرید؛ در این قسمت از زندگی هم نمی توانید کامل موفق باشید. زیرا ذهن و درون شما همیشه درگیر همان اتفاقاتی است که راوبط عاطفی دارید و دقیقاً در زمان حال باید تمام مشکلات را با شریک عاطفی خود حل کنید، پس رابطه عاطفی که داری تاثیرات مهمی در تمام حالات روحی و روانی و همانطور در شاد بودن ما تاثیر فوق العاده ای می گذارد.

مورد چهارم که بر شاد بودن تاثیر فوق العاده ای می گذارد. این است که از لحاظ فیزیکی در سلامتی کامل به سر ببرید، نکته این است که باید حداقل هفته ای 2-3 بار ورزش کنید، غذاهای پر چرب نخورید، غذاهای سالم و مقوی  بخورید، خیلی معروف است که توصیه می کنند. سبزی و میوه بیشتری باید مصرف کنید. این توصیه را  باید جدی بگیری، زیرا واقعاً تاثیرگذار است. دوست من همه این پروسه مثل یک زنجیر به هم وابسته است.

نمی توانید بگویید من مورد اول و دوم را حل می کنم و به رضایت درونی می رسم، خیر! همه چیز مثل یک زنجیر به هم متصل است، پس الان باید به فیزیک بدنی خود هم اهمیت دهید، ورزش کنید، کمتر کافئین مصرف کرده و کم کم کنار بگذارید. مواردی که انرژی مصنوعی به شما می دهد از زندگی خود حذف کنید. بیشتر ورزش و مصرف سبزیجات و میوه جات را در برنامه زندگی خود بگذارید، سعی کنید به خود اهمیت بیشتری بدهید.

 

به مورد آخر می رسیم که خیلی مهّم است، می خواهم که شجاع باشید و حرفی که می گویم روی آن فکر کرده و در زندگی اجرا کنید، این خیلی مهم است! از شما  می خواهم شاد بودن خود را در زندگی وابسته به هیچ چیزی نباشد، یک خودکار بردارید و روی دست خود علامت ضرب بزنید یا یک کلمه ای بنویسید که یاد شما بیاورد که باید شاد باشید. می توانید هر کلمه ای بنویسید. هیچ چیزی نباید مانع شود که شاد نباشید.

ببینید ما اهدافی را در زندگی درنظر می گیریم یا یک تئوری هایی در زندگی خود داریم، استراتژی هایی در روابط شخصی و کاری،  تحصیل یا در هر چیزی دیگه ای داریم که بعضی اوقات این اتفاقات نمی افتد! مثلاً به اصطلاح کسی صد بار شکست می خورد تا به موفقیت برسد، دوست من تصور کنید، صد بار شکست یکبار موفقیت! اگه شاد بودن خود را وابسته به موفقیت کردید و اگه صد و یک روز در نظر بگیریم.

شما صد روزش را ناراحت بودید و فقط یک روز شاد بودید و موفق شدید؛ اما صد و یک روز گذشت، تنها چیزی که بدست آوردید؛ این بود که فقط یک روز شاد بودید، می توانم با اطمینان کامل بگویم که شما واقعاً باخته اید. پس شاد بودن را نباید وابسته به موفقیت کنید، درک این موضوع خیلی سخت است و من می دانم اولش شاید بگویید، چه چیزی است که من باید خوشحال باشم. به بودن چه چیزی باید افتخار کنم، از چه چیزی احساس رضایت درونی کنم؟

دقیقاً همین جاست که باید به علامت ضرب نگاه کنید، شاد بودن شما نباید وابسته به هیچ المان، اتفاق، هدفی یا به هیچ یک از تمام کارهایی که انجام می دهید. باشد؛ شاد بودن یک مهارت که با علامت ضربدر زدن روی دست خود به شما یادآوری می کنید. بله الان وقت این است که همین لحظه نه در آینده و نه در گذشته شاد باشید،  گذشته تمام شد، آینده هم هنوز نیامده و نمی دانیم چه اتفاقی می افتد! اگر الان شکست می خوریم مهم نیست، اگه به هدف خود می رسیم باز هم مهم نیست، مهم علامتی ضربی است که روی دست ما به نشانه شاد بودن کشیده ایم.

 

با سپاس فراوان از شما دوست عزیز، امیدوارم بیشتری بهره را از مطالب مقاله چگونه انسان شادی شویم؟ در افراد برده و شاهد اثرات آن در بهبود زمانبندی خود بوده و آن ها را از طریق ارسال کامنت با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

موفقیت شما روزافزون

حسین عزت خواه ، مدرس موفقیت و کارآفرین

چگونه انسان شادی شویم؟

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 2

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط