شبکه های اجتماعی

aparat

چگونه از پس هر مشکلی در زندگی بربیاییم؟

  • 30 آذر 1396
  • 1767
  • 0

چگونه از پس هر مشکلی در زندگی بربیاییم؟

راه حل مشکل زندگی | مبارزه با مشکلات زندگی | مشکلات زندگی چیست | فرار از مشکلات زندگی | چگونه از پس هر مشکلی در زندگی بربیاییم | چگونه مشکلات خود را حل کنیم

راه حل مشکلات زندگی

موضوع این بخش برمی گردد به یک تئوری قوی که با استفاده از آن می توانیم در زندگی به آرامش برسیم، و آن قبول کردن است. تا حالا شده در زندگی شما مسائل یا شرایطی پیش بیاید که حس کنید هیچ راهی ندارید جز اینکه یک مسئله یا مشکل را قبول کنید؟ حالا می خواهم بدانم نگرش شما در مورد این موضوعات چیست؟ شرایط سختی که شاید یکی از عزیزان خود را از دست دادید، شاید ورشکسته شدید، شاید اتفاق خیلی بدی در زندگیتان افتاده. در اینجا یک گزینه  به اسم قبول کردن وجود دارد، نظر شما چیست؟ اصلا این تئوری درست است یا خیر؟ می خواهیم چهار نکته را باهم بررسی کنیم که فوق العاده ما را در رسیدن به آرامش بیشتر در زندگی کمک خواهد کرد. دوست خوبم، همانطور که می دانید می خواهیم به موضوعی بپردازیم که من اسم آن را خود قبولی گذاشتم، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در زندگی این کارو انجام می دهیم، ولی مهم نگرش ما نسبت به خود قبولی است که همه چیز را می سازد. احساس، شرایط ذهنی و آرامشی که به دست می آوریم یا حتی زمانی که خیلی عصبانی می شویم، همه به نگرش ما برمی گردد، چهار نکته را قرار است در این بخش مورد بررسی قرار دهیم.

 

چگونه مشکلات را حل نماییم؟

 

شرایط را بپذیرید

اولین نکته این است: دوست خوبم خود قبولی یک قدرت است. آیا تاکنون شنیده اید هر چیزی که ما را نکشد، قویترمان می کند. خودقبولی نیز دقیقا همین است، دوست خوبم قبول کردن یک شرایط، قبول کردن یک اوضاع، به تنهایی یک اصل بزرگ است، اگر باور داشته باشید که می توانید شرایط بد و شرایط سخت را بپذیرید؛ یک قدرت و توانایی جدیدی را بدست آورده اید. موردی که واقعا شما را از بقیه متمایز می کند. این است که اگر در شرایط سختی قرار گرفتید، هرگز نمی بازید، شکست نمی خورید و از پا نمی افتید، چون می توانید قبول کنید و مشکل را حل کنید، حالا در نکته های بعدی به شما خواهم گفت که به چه شکل ما می توانیم این احساس را قویتر کنیم تا بتوانیم شرایط را با یک نگرش مثبت به سمت آرامش بیشتر بپذیریم.

 

سبک زندگی یک میلیونر نابغه

 

آرامش خود را حفظ نمایید

نکته دوم این است، دوست خوبم خود قبولی به منزله زدن مهر تایید به شرایط یا اتفاقات نیست، مثلا تصور کنید که یک بیماری دارید و در بیمارستان هستید، خوب به هیچ وجه نمی خواهید این شرایط را تایید کنید، چون اصلاً شرایطی نیست که دوست داشته باشید، هیچ کسی دوست ندارد که روی تخت بیمارستان باشد. اما خود قبولی فقط در مورد یک موضوع ، آرامش است. دوست خوبم می خواهم با شما صادق باشم، چه بخواهید و چه نخواهید الان در این شرایط هستید، یا من در این شرایط هستم، الان انتخاب من فقط بین دو موضوع است، من می خواهم خود را اذیت کنم یا خیر، می خواهم به آرامش برسم، دوست خوبم زندگی فقط در مورد انتخاب کردن ها است. شاید یک شرایط برای پنج میلیون نفر مشابه باشد، شاید پنج میلیون نفر در جنگ باشند. ولی فقط عده کمی می توانند در همان حالت جنگ آرامش داشته باشند، چه بخواهند چه نخواهند پنج میلیون الان در جنگ هستند. زمانی که افراد آرامش داشته باشند، قسم می خورم بازدهی کار، دستاورد و همه موارد زندگیشان خیلی بهتر از آن دسته ای از افراد می شود  که خودشان را اذیت می کنند، ناراحت هستند که چرا جنگ شده، چرا شرایط بحرانی پیش آمده؟ چرا ما خانه نداریم؟ چرا؟ هزاران چرایی که دارند، و فقط شرایط را برای خود بدتر می کنند، ولی در اصل شرایط برای همگی ثابت بود. دقیقاً یک خط ثابت چه برای افرادی که آرامش دارند و چه آنهایی که ندارند، ولی دسته دوم انتخاب می کنند که عصبانی باشند. زندگی  و همه مراحل آن انتخاب ما می باشد، اکنون انتخاب ما چیست؟ شرایطی پیش آمده و می خواهیم انتخابمان ما را به سمت آرامش پیش ببرد.

حق انتخاب در زندگی چه اهمیتی دارد؟

دقیقاً همین است دوست خوبم شاید باور نکنید، ولی روزی من روی تخت بیمارستان بودم و به علت یک بیماری که شاید اطلاع داشته باشید یا در کتاب هایم خوانده باشید، بستری شده بودم و فوق العاده حس بدی داشتم، جملاتی را که از پزشکان می شنیدم اصلاً خوب نبود. حتی یک درصد امید بهبودی در صحبت های آن ها نبود. اما خوب داستان چه بود؟ داستان این بود که من باید بپذیرم که الان من در بیمارستان هستم. الان من روی تخت هستم، شاید از لحاظ فیزیکی شرایط خوبی نداشته باشم، قبولش کنم و الان از خودم بپرسم: من از زندگی چه چیزی می خواهم؟ اگه می خواهید به سمت آرامش بروید، دیگر حرص نخورید و استرس نداشته باشید. این حق انتخاب در زندگی می باشد.

شرایط شما را چه کسی انتخاب می‌کند؟

بگذار یک مثال فوق العاده بزنم، فرض کنید شما در تهران زندگی می کنید، زمانی که صبح خود را شروع می کنید، سوار ماشین خود شده و می خواهید به محل کارتان بروید، چندین و چند نفر در ماشین های خود در ترافیک بوق می زنند، فشار عصبی دارند و ناراحت هستند، شاید به همدیگر فحش بدهند و دعوا کنند. حال انتخاب شما چیست؟ آنها در خیابان هستند و به هر حال این موارد در اطراف شما وجود دارند. شما می خواهید بپذیرید یا اینکه می خواهید با آنها مبارزه کنید که چرا فحش، فریاد یا بوق می زنند؟ یا اینکه نه راحت باشید، آنها وجود دارند من هم اینجا با آرامش در ماشینم می نشینم، کاری به آنها ندارم و به همین حالت کمتر آدم های عصبانی با شما روبرو می شوند، چون ذهن شما روی افراد عصبانی تمرکز نکرده، ذهنت دور از این هیاهو است و رها شده که به سمت آرامش برود، آدمهایی که در ترافیک و محل کار خود می بینید، همگی با طرز فکر شما به دنبال آرامش هستند، پس در نتیجه داشتن آرامش همان قدرت انتخاب است که ما خودمان باید انتخابش کنیم، زیرا شرایط ثابت است .

آیا به خود‌باوری رسیده‌اید؟

نکته سوم خود قبولی در مورد اعتماد کردن و بخشش است. اما حال دو سوال مطرح می شود که بخشش چه کسی و اعتماد کردن به چه کسی؟ اعتماد کردن به خودمون، باید داد بزنی و بگی من می توانم برنده شوم، من ظرفیت اتفاقات را دارم، من روح بزرگی دارم، دوست خوبم شاید اتفاق افتاده باشد که خدایی نکرده، یکی از عزیزانتان را از دست دادید، آن فرد دیگر در زندگی شما نیست. حال شما در این شرایط دو انتخاب دارید: می توانید گریه کنید و احساس کنید که زندگی خود را باختید، همه چیز خود را از دست دادید که این یک نوع طرز فکر است و در طرف دیگر هم می توانید بگویید آن فرد الان در جای بهتری قرار گرفته و شاید به آرامش رسیده، زمانی که من با او زندگی می کردم چه ده سال، بیست سال و حتی پنجاه سال ما روزهای فوق العاده خوبی داشتیم و الان خوشحالم. چون در ذهنم همراه با او روزهایی است که فوق العاده لذت بردیم، درکنار هم بودیم و شاید الان در این دنیا زمانش تمام شده و اینها همه فقط قدرت انتخاب است. آیا می خواهید آرامش داشته باشید یا خیر؟ تا به حال چند بار در زندگی شما پیش آمده که به خاطر یک اتفاق عادی خود را سرزنش می کنید؟ خود را مقصر می دانید؟ اما باید خود را ببخشید و نسبت به خود گذشت داشته باشید. به خود اعتماد کنید و در دفعه بعدی یا روز بعدی به خود قول دهید که بهتر عمل کنید؛ اگر به خود اعتماد کنید، مطمئن باشید. شخصیت درون خود به بهترین حالت برای فردای شما آماده می شود، ولی اگر انگشت اشاره به سمت خود برده و با خود بگوئید: نه دفعه قبل هم همین کار را کردید و شکست خوردید و این بار هم خراب می کنید، هرگز درست نمی شود، پس دوست خوبم، خود قبولی در مورد اعتماد کردن اول به خود بستگی دارد، اول باید خود را ببخشید.

آیا در زندگی خود به میزان کافی آرامش دارید؟

حال در رابطه با نکته چهارم باید بیان کنم اتفاقی است که بیشتر ما را در این موضوع قوی می کنید، اینکه وقتی از یک موضوع یا یک اتفاقی می گذریم، برنده و پیروز بیرون می آییم، پیروز هم به منزله اینکه ما در زندگی مان آرامش داشته باشیم، دوست خوبم همه کارهایی که ما در زندگی خود انجام می دهیم، فقط به دلیل این است که ما به آرامش برسیم، حتی تو دوست خوبم شاید به دنبال پول میلیاردی یا میلیون دلاری باشید، اما این پول را هم مطمئنم می خواهید، بدست بیاورید که به آرامش برسید وگرنه یک مشت کاغذ که ارزشی ندارند.  در نتیجه همه زندگی ما در مورد کسب آرامش است. حال وقتی که ما می خواهیم قوی تر و محکمتر شویم یا روحمان را بزرگتر کنیم، بهترین اقدام این است، اتفاقی را که توانستیم بر آن غلبه کنیم و پیروز شویم را با بقیه به اشتراک بگذاریم، دوست خوبم یادداشت کنید، اگر جایی توانستید از پس اوضاعی بربیایید، از شرایطی بگذرید، خودتان یا حتی دیگران را ببخشید.

 

انرژی خود را در شرایط سخت حفظ نمایید

 

انرژی خود را در شرایط سخت حفظ نمایید

به خودت اعتماد کردید و گفتید من ایندفعه بهتر عمل می کنم، اگر بهتر عمل کردم دوست دارم که با همه در میان بگذارم، حالا می توانید از هر راهی مثل پست گذاشتند در وب سایت و وبلاگ، نوشتن و ساختن ویدیو یا حتی به دوستان نزدیکتان ، خواهر و برادرتان به صورت حضوری مطرح کنید و زمانی که دیدید آنها با یک مشکلی دست و پنجه نرم می کنندف در آغوششان می گیرید و به آنها بگویید که درکشان می کنید.  شرایطی که عزیزانتان در آن هستند، قطعا شما آن را با موفقیت طی کرده اند و به آنها دلداری بدهید که آنها هم می توانند از پس شرایط سخت و طاقت فرسا برآیند و به خواسته ای که دارند، برسند. دوست خوبم حس بسیار خوبی است که به بقیه انرژی بدی، هر لحظه که می گذرد، شما قوی تر می شوید و نسبت به آدم های اطرافتان مسئول هستید، که آنها را  قویتر کنید. بنابراین هر چیزی که یاد می گیرید، اگر به طور مثال در کتاب الان وقتشه فقط  یک نکته را یاد گرفتید، واقعاً از شما خواهش می کنم همان نکته را به بقیه دوستانتان بگویید و سعی کنید همه به آرامش برسند تا این حس زیبا در میان همه منتشر شود. چیزی که من واقعا از اعماق قلبم می خواهم، این است که بدانید زندگی چیزی بیشتراز این نیست پس سعی کنید از آن به بهترین وجه ممکن لذت ببرید و به دیگران نیز روحیه دهید. هر کسی که در هر شرایط سختی است به او کمک کنید و حتی به صورت لفظی و کلامی هم شده به او روحیه دهید. قطعا تاثیر کلام ما فوق العاده عالی است.

با سپاس فراوان از شما دوست عزیز، امیدوارم بیشتری بهره را از مطالب مقاله چگونه از پس هر مشکلی در زندگی بربیاییم؟ در افراد برده و شاهد اثرات آن در بهبود زمانبندی خود بوده و آن ها را از طریق ارسال کامنت با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

موفقیت شما روزافزون

حسین عزت خواه ، مدرس موفقیت و کارآفرین

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط