شبکه های اجتماعی

aparat

راه برخورد با اضطراب و دلهره

  • 7 آذر 1396
  • 291
  • 0

راه  برخورد با اضطراب و دلهره

راه برخورد با اضطراب و دلهره | راه حل دائمی برخورد با اضطراب و دلهره | اضطراب چیست | درمان اضطراب چیست | درمان اضطراب شدید | درمان اضطراب و استرس | استرس و اضطراب چیست | درمان دلهره چیست | دلهره دارم | اضطراب و دلهره چیست | درمان دلهره

 

راه حل دائمی برخورد با اضطراب و دلهره

امروز می خواهم در مورد موضوعی با شما صحبت کنم که خیلی می تواند در زندگی به شما کمک کند، من مطمئنم که همه ما بدون در نظر گرفتن این که از لحاظ روحی قوی هستیم یا خیر؟ دچار اضطراب می شویم، منشا این اضطراب دقیقا از کجاست؟ چه اتفاقی می افتد که ما دچار دلهره و اضطراب می شویم؟ اگر توانایی یک فرد را صد در نظر بگیرید؛ زمانی که دچار اضطراب می شود؛ مطمئن باشید که این توانایی به زیر پنجاه می رسد، قطعا این زیاد خوب نیست.

اگر قراری با مشتری داشته باشید، اگر قراری با یکی از دوستان خود داشته باشید و بخواهید سخنرانی کنید، اگر خواننده اید می خواهید روی صحنه بروید، اگر می خواهید اجرای خوبی داشته باشید، زمانی که دچار اضطراب شوید. حداقل پنجاه درصد از توانایی خود را از دست می دهید، در این بخش می خواهیم بررسی کنیم که اصلا اضطراب خوب است یا بد؟ یا آدم های موفق کلأ اضطراب دارند یا ندارند؟ اگر دارند به چه حالتی از آن استفاده می کنند؟

در آخر سه منبع مهمی که اضطراب که از آن منشا می گیرد را بررسی می کنیم، ما اگر دلیل اضطراب را بدانیم خیلی بهتر می توانیم با آن روبرو شویم .

دوست خوبم همه آدم ها دچار احساسات هستند، اضطراب هم از همان احساسات نشأت­­ پس همه آدم ها اضطراب دارند، هیچ فرقی ندارد. اگر شما در یک کاری خیلی متخصص هم باشید، اگر کاری را برای ده سال هم انجام داده باشید. باز هم اضطراب دارید، ولی اضطراب برای شما عادی شده است، برای همین فکر می کنید که دیگر مضطرب نیستید و دلهره ندارید.

ولی نه در اصل حتی آن اضطراب هم برای شما عادی شده است. چون ده سال است که کاری را دارید انجام می دهید، فرض بگیرید خواننده یا سخنران هستید، اگر به بالای صحنه بروید و به خود بگویید که نه من اصلأ اضطراب و دلهره ندارم. می دانید چه اتفاقی می افتد؟ برنامه خود را اجرا می کنید. ولی خشک و سرد که هیچ بازخوردی از آن نمی گیرید.

ولی خوب راه حل چیست؟ اینکه ما اضطراب نداشته باشیم؟ یا آدم های موفق اضطراب ندارند؟ خیر! همه آدم های روی زمین اضطراب دارند، حالا کاری که دفعه اول انجام می دهید یا کاری که برای ده سال به صورت مدام انجام می دهید. مهم نیست که اضطراب دارید. مهم این است که بتوانید از این اضطراب استفاده کنید و کار خود را به خوبی ارائه دهید.

 یعنی به عنوان یک ابزار به اضطراب نگاه کنید که به خود هیجان دهید و برای شما جالب و جذاب باشد ، مثلا به عنوان سخنران در کشور ایران سخنرانی می کنید و حالا برای اولین بار می خواهید در کشور دیگری سخنرانی کنید، اگر برای شما خیلی عادی باشد و این مورد را توجه نکنید. چه اتفاقی می افتد؟ یک سخنرانی خیلی خشکی خواهید داشت که اصلا برای خود جذاب نیست، چه برسد به اینکه برای شنوندگان جذاب باشد.

معضل دیگر اینکه زمانی که می خواهید اضطراب نداشته باشید. دقیقا کاری می کنید که اضطراب بدست بیاوید، جالبه نه؟ شما دقیقا می خواهید حذفش کنید. ولی من به شما می گویم  که با این کار بیشتر اضطراب را بیشتر می کنید، اصولا وقتی که ما می خواهیم یک مشکلی را حل کنیم، به جای پیدا کردن راه حل روی مشکل تمرکز می کنیم.

 ذهن ناخودآگاه و ذهن خود را روی مشکل متمرکز می کنیم و مشکل به جای حل شدن بزرگ می شود. مثلا امروز امتحان دارید و قبل از امتحان بخاطر اضطراب دور خود می چرخید، نمی دانید چه کنید، دستان عرق کرده و به این فکر می کنید که چگونه اضطراب خود را از بین ببرید. با این کار نه تنها از بین نمی رود بلکه اضطراب شما بیشتر هم می شود. زیرا دقیقا روی اضطراب تمرکز کرده اید.

ولی از یک بعد دیگری به امتحان خود فکر کنید، به اینکه باید به چه حالتی جواب سئوالات را بدهید، چه لباسی بپوشید ، مداد و خودکاری که باید همراه خود داشته باشید و موارد موردنیاز امتحان فکر کنید. اضطراب را کنار بزنید، اگر اضطراب به عنوان یک هیجان درون شما باشد. خیلی هم خوب است و حتی می توانید به عنوان یک ابزار قوی برای اینکه زندگی را برای خود جذاب کنید؛ از آن استفاده کنید.

 در ادامه به شما سه منبع مهم اضطراب را می گویم که وقتی این سه منبع را بدانید؛ دیگر خیلی راحت با آن کنار می آیید، ببینید کمی سخت است که بتوانیم اضطراب را رفع کنیم. درست است؟ به جای اینکه بر روی مشکل تمرکز کز کنید. فقط تمرکز خود را بر روی هدف افزایش دهید. اینگونه خیلی سریع می توانید مسائل و مشکلات خود را حل کنید.

مورد اول، ما زمانی که احساس می کنیم قرار است یک چیزی را از دست بدهیم. دچار اضطراب می شویم، حالا این می تواند این مورد : یک دوست ، مشتری و فرصت شغلی باشد ، حال راهکار چیست؟ راه کار این است که این اضطراب را کم کنیم. بیشترین اتفاقاتی که در ذهن ما وارد می شود به خاطر اتفاقات منفی است و به تبع آن پیش بینی های منفی که ذهن دارد مثلا حتما جواب رد می دهد.

حتما من را قبول نمی کند، مصاحبه کاری ام را قبول نمی شود، به اندازه کافی خوب نیستم، من اخراج می شوم، همین از دست دادن ما را دچار اضطراب می کند ، خوب راهکار اینکه بیش از 90% این فکرهایی که در ذهن ما وارد می شود. اصلأ هیچ موقع اتفاق نمی افتد، یک نویسنده معروفی می گوید. هر چی سن ما بالاتر می رود. ما دچار افکار خیالاتی می شویم که هرگز هم اتفاق نمی افتد. مثلأ نکند که تنها شویم، فلان اتفاق بد در زندگی ام بیفتد که نتوانم راه بروم، موارد زیادی از این افکار منفی زمانی که ضعیف می شویم. این افکار به سمت ما هجوم می آورد.

دقت کردید زمانی که کمی اوضاع مالی شما بد می شود. مشکلات شما زیاد می شود،  یک مشکل کوچک تبدیل به یک مشکل بزرگتر می شود. زمانی که بخواهید روی مشکل تمرکز کنید قطعا بزرگترش می کنید ، راهکار چیست ؟

حال بدترین سناریو را در نظر بگیرید، در نظر بگیرید که شما فردی که می خواستید و او را از دست می دهید. اگر به سراغ شغلی که دوست دارید، در آن قبول شوید شما را قبول نمی کنند. از سرکاری که هستید؛ اخراج می شوید. بدترین حالت را در ذهن خود تصور کنید. حالا راهکار چیست؟

حالا می توانید منطقی با خود صحبت کنید. مثلا اگر قرار است که کارفرمایی پیشنهاد شغلی شما را رد کند. ببینید که چگونه می توانید پیشنهاد خود را بهتر کنید؟ می توانید شرایط را طوری بسازید که فکر می کنید جواب بهتری می گیرید؟ اگر الان 90% جواب مثبت می گیرید که شغل مورد نظر را بگیرید. ببینید می توانید این درصد را به بالاتر ارتقا دهید. اینگونه موفق شدن شما ضریب بیشتری دارد و می توانید خود کنترل شرایط را داشته باشید.

مورد دوم، ترس از تلاش کردن، زمانی پیش می آید که ما می خواهیم کاری انجام دهیم و به خود می گوییم نه من قوی نیستم، اطلاعات کافی برای انجام کار را ندارم. همین باعث می شود که اولین قدم را هم بر نمی دارید. اگر یک روز خواستید به کوه  بروید و به خود می گویید که کفش ندارم و اطلاعات کافی هم راجع کوهنوردی ندارم. هوا هم که سرد است. کاپشن مناسب هم ندارم،

با این بهانه ها آنقدر سریع شرایط برای اینکه اقدام نکنید، جور می شود. نمی توانید فکرش را کنید. شاید حتی دلایل بسیار زیادی هم پیدا کنید. حتی از خانه هم بیرون نروید. این اتفاق به این سادگی رخ می دهد.

 توجه داشته باشید اگر تمرکز خود را از رسیدن به مقصد بردارید. در مسیر بگذارید. یعنی اینکه به هدفی که می خواهید؛ برسید. فرض کنید یک مسیر را می خواهید طی کنید. به عنوان یک سفر به عنوان یک تجربه به رسیدن به مقصد نگاه کنید، خود را مستقیم وابسته به نتیجه نکنید، ما حتما نباید در کاری به نتیجه برسیم، نتیجه را کنار بگذارید و این را به عنوان یک سفر به آن نگاه کنید، اگر اطلاعات، شرایط و انرژی کافی ندارید. اشکالی ندارد تا همان جایی که شرایط و انرژی دارید. ادامه بدهید.

 چندین سال پیش با یکی از دوستان خود آشنا شدم که خیلی علاقه به سینما داشت. او می گفت من خیلی دوست دارم. ادیتور فیلم شوم یعنی اینکه بتوانم فیلم تدوین کنم. ولی نکته این بود که دوستم حتی پول نداشت که یک کامپیوتر بخرد و بتواند نرم افزار ها را یادبگیرد. چه برسد به اینکه بخواهد به دانشگاه رفته و  تحصیل در همان رشته را آغاز کند.

به او گفتم تنها کاری که می تواند انجام دهد؛ این است که در کتابخانه عضو شده و به صورت رایگان با همان کامپیوتر به دیدن ویدئو آموزشی شروع کنید. اگر هم هزینه ای ندارد که ویدئو آموزشی بخرد؟ بسیار خوب، مشکلی نیست در یوتیوب ویدیوهای آموزشی زیادی است. اولین قدم را بردار! در همان کتابخانه با فردی آشنا شد که فیلمساز بود. البته نه فیلمساز خیلی بزرگ ولی فیلمسازی می کرد.

به دوستم پیشنهاد داده بود زیرا دنبال کسی می گشت که تدوین کردن فیلم را به او یاد دهد. به این شرط که همه فیلم های او را به صورت رایگان ادیت کند. دوستم هم از خدا خواسته یک فرصت بود تا از این فرصت عالی و استثنایی استفاده کند. از یوتیوب یاد گرفت و ادیتور فیلم شد، پس خود را محدود نکنید، اگر شرایط بدی دارید یا اگر انرژی ندارید. شما باید از راه و مسیری که انتخاب کرده اید. لذت ببرید و زمانی هم به نتیجه رسیدید. نتیجه را به عنوان یک هدیه و نه به عنوان یک هدف اصلی قبول کنید که باید به نتیجه برسم نه هرگز این کار را نکنید .

مورد سوم، ترس از ناامیدی. ترس از اینکه از کاری که شروع کرده اید،؛ دست بکشید. در نیمه های راه رها کنید، زمانی که کاری را شروع می کنید در یک پروسه ای قدم می گذارید. شاید احساسات منفی سراغ شما بیاید، خسته شوید و نتیجه نگیرید. ولی ببینید زمانی که کم می آورید و انرژی شما کم می شود. زمانی که نمی دانید مرحله بعدی چیست. به راحتی می توانید از بقیه کمک بگیرید.

 اولین روزی که هر یک کاری را شروع کردید. به یاد بیاورید مثلا رانندگی، حتما به خود گفتید: چقدر سخت است، حتی شاید رفته و یادداشت کردید که اگر فلان اتفاق افتاد من باید چه کار کنم؟ چقدر سخت است که اگر بخواهید بیست سال رانندگی کنید. باید هر روز تا این حد حواس خود را جمع کنید، هر روز  باید مواردی را مرور کنید.

 اولین باری که در پشت سیستم کامپیوتر خود نشستید. وقتی با مواردی کار کردید. قطعا مواردی که تازه یاد گرفتید را در جایی یاداشت کردید. چون بعد باز در همان شرایطی که بودید دوباره اجرا کنید. همه مواردی که در حین کار با سیستم خود انجام داده اید را یادداشت می کنید. زیرا برای شما تازگی داشتند. احساس عجیبی داشتید.

به دوران کودکی خود برگردید. اولین باری که می خواستید یاد بگیرید؛ بند کفش خود را ببندید. حتمأ به خود گفتید: چقدر سخت است. این بندها به این شکل بسته می شود. شاید فکر کردید که بعداً که خواستید دوباره این کار را انجام دهید. یاد شما نیست و بعضی اوقات طرز بستن را در ذهن خود تصور کردید. که چگونه می توانید دفعه بعدی این کار را انجام دهید.

ببینید اولین زمان هایی که می خواهید کاری را یاد بگیرید قطعا سخت است ولی بعد از چندین بار تکرار و تمرین آسان می شود. اگر استادی نیز داشته باشید که راهنمای شما باشد. کاری که می خواهید انجام دهید برای شما ساده می شود. پس نگران نباشید؛ اگر نا امید شدید که در بین راه چه اتفاقی می افتد. به تلاش خود ادامه دهید، قطعا ناامید شدن هم جزئی از مسیری است که باید برای رسیدن به مقصد طی کنید.

 

با سپاس فراوان از شما دوست عزیز، امیدوارم بیشتری بهره را از مطالب مقاله راه برخورد با اضطراب و دلهره برده و شاهد اثرات آن در بهبود زمانبندی خود بوده و آن ها را از طریق ارسال کامنت با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

موفقیت شما روزافزون

حسین عزت خواه ، مدرس موفقیت و کارآفرین

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط