شبکه های اجتماعی

aparat

بهای موفقیت زمان است یا هزینه

  • 20 دی 1396
  • 901
  • 0

با این تکنیک سریع کسب و کار را شروع کنید. (بدون این راز هرگز کسب و کار خود را شروع نکنید)

بها یا بهانه | بهانه تراشی | زمان یا هزینه | مهمترین قسمت الان وقتشه | کسب و کار خود را شروع کنید | تکنیک کسب و کار | بهای موفقیت چیست | پرداخت بهای موفقیت | بهای موفقیت زمان است یا هزینه

انتخاب کنید بها یا بهانه!

آیا تا بحال همه کارهایی که انجام داده اید، دوست داشتید که زندگی خود را به یک سطح عالی تر و بهتر پیش ببرید؟ خودتان قهرمان زندگی خود شوید. اکنون به بررسی یک نکته مهم می رسیم که اگر این مورد را در ذهن خود به طور صحیح تنظیم و حل نکنید، هیچ کدام از نکاتی را که تا بحال در این کتاب ذکر گردیده برای شما قابل اجرا نخواهد شد.

این قسمت از مقالات خیلی مهم و کاربردی می باشد. از شما می خواهم که خیلی با دقت این بخش را بخوانید و با دقت به همه مواردی که گفته می شود، توجه کرده و قدم به قدم آن را اجرا کنید. مبحث کنونی کلیدی ترین راز موفقیت است. این موضوع واقعاً یک راز است؛ زیرا اگر آن را ندانسته و اجرا نکنید، بقیه موارد که در زمینه موفقیت می بینید، می خوانید، می شنوید یا یاد می گیرید؛ قابل اجرا شدن نیست. زیرا ذهن شما یک گارد اساسی نسبت به این موارد دارد.

داستان از جایی شروع می شود که شما یک هدف یا یک رویا در ذهن خود دارید و می خواهید به آن برسید. این هدف یا رویا هر چیزی می تواند باشد. بدین منظور باید دو نکته را در نظر بگیرید. اما قبل از اینکه این دو مورد را بیان کنم؛ شما باید واقعاً آدم منطقی باشید و با منطق خود بررسی کنید و بعد از آن اگر به صحت گفته من رسیدید، آن باور را در ذهن خود عوض کنید! اگر واقعا می خواهید یک سطح  به سمت جلو بروید، یک ماه دیگر جایی باشید که الان نیستید. در یک سطح بالاتری باشید، این دو نکته را که بررسی خواهیم کرد، باعث می شود شما در زندگی خود به سمت جلو بروید. این نکات زندگی شما را 10 برابر به سمت رشد و پیشرفت هدایت می کند.

نکته این است که شما یک هدف در ذهن خود دارید و می خواهید به آن برسید، دو مورد را باید در نظر بگیرید:

زمان یا هزینه؟

اول : زمان

 در ابتدا زمان بگذارید که آن کار را بررسی و تجربه کنید. آزمون و خطا روی آن انجام دهید و بعد آن را بهبودش دهید و شرایط آن را بهتر کرده و به مقصد نهایی خود برسید.

دوم : هزینه

مورد بعدی باید پول هزینه کنید. بدین منظور که با استفاده از آن بتوانید از تجربه افرادی که کار انجام داده و تجربه کردند از آن استفاده کنید و بخرید.

بنابراین نکته اول زمان و نکته بعد از آن پول است که این دو بسیار مهم اند. خیلی از افراد دچار سوء تفاهم می شوند. آیا در مورد بازاریابی اطلاعاتی دارید یا خیر؟

ولی همیشه در خصوص تبلیغات به خصوص در زمینه بازاریابی آنلاین هر چیزی که در اینترنت موجود است. بسته به دو عامل کلیدی است:

  1. می خواهید زمان بگذارید.
  2. می خواهید پول هزینه کنید.

اگر می خواهید زمان بگذارید. باید با تولید محتوا شروع کنید. به نوعی همان تولید، بازاریابی و فروش محتوا می باشد، اگر این مورد را انتخاب نمی کنید؛ گزینه دوم مطرح می شود که باید هزینه کنید. بطور مثال 10، 100 میلیون، یا حتی رقم های بالاتر هزینه تبلیغات می دهید، اگر این دو اصل را بپذیرید، می توانید هم از تجربه خود و هم از تجربه دیگران استفاده کنید و به سمت جلوتر پیش روید.

اما اشتباه بزرگ چه زمانی اتفاق می افتد. خیلی از افرادی هستند که اطلاعات زیادی در زمینه مختلف دارند. درست است شما می خواهید به آنها متصل شوید و اطلاعات آنها را بگیرید، متاسفانه شما دوست دارید که همان شخص تمام اطلاعاتی که در زمینه کاری مشخص به دست آورده است را به رایگان به شما تقدیم کند و اما یک سوال اساسی:

آیا به نظر شما این کار منطقی و امکانپذیر است یا خیر؟ مسلماً پاسخ خیر است. اما شما باید باور کنید اطلاعات، دانش، تجربه ارزشمند هستند.

چرا گوگل بزرگترین شرکت در دنیاست؟

اکنون به این فکر کنید زمانی که شما دانشی را می خواهید به دست بیاورید، یا زمانی که تجربه ای را می خواهید از کسی کسب کنید. باید بهای آن را پرداخت کنید. باید این را در مغز خود جا بیندازیم که پنیر رایگان فقط در تله موش موجود است. آیا شما به دنبال پنیر رایگان هستید؟ یا به دنبال تله موش می گردید؟ این امر باید در ذهن شما جا بیافتد، چرا دانشگاههای بزرگ در هر کشوری شهریه دارد؟

چرا رایگان به همه کمک نمی کنند؟ اکنون کمی منطقی تر در این باره فکر کنید. در بسیاری از جلسات حضوری و ورکشاپ های بنده، افرادی هستند که درخواست می کنند دوره های من را رایگان تحویل گرفته و یا به صورت رایگان وارد جمع دانشجویان من یا حتی دوستانی بیان می کنند که فلان کار را برای ما انجام می دهید، یا پول قرض دهید، فلان قدر پول  نیاز دارم تا کارخانه ای راه اندازی کنم و در خواست های خیلی زیادی از بنده می کنند. اما آنها نکته اساسی را نمی دانند یا اینکه ارزش اطلاعات و دانش را نمی دانند و یا اینکه به دنبال پنیر رایگان هستند. این دسته از افراد هرگز موفق نمی شوند.

در اینجا داستان یکی از این افراد که با من در این مورد صحبت داشت را بیان می کنم؛ فردی از من 500 میلیون تومان پول درخواست کرد، البته روی صحبتم این نیست که درخواست غیرعقلانی یا غیرمنطقی کرده یا شاید این را با محاسبه ای که در ذهن خود انجام داده بود، درست درخواست کرده است. در مجموع آن فرد از من این مبلغ پول را خواسته است. من هیچ حرفی برای او نداشتم. ولی یک سناریو را برای شما توضیح می دهم.

فرض کنید مدیر یک کارخانه هستید به شما یک میلیارد پول می دهند و می گویند که کارخانه ات را به یک سطح بالاتر هدایت کنید. اگر آن پول متعلق به خود شما نباشد. هر روش و برنامه ای که جلوی دستتان است را امتحان می کنید درست است؟

همه آن راهها را  پیش می روید. شاید همه پول ها را هم از دست دهید یا ممکن است سود کنید. اما احتمال 99% حتماً از دست می دهید. ولی زمانی که خود یک کارآفرین هستید و یک میلیارد پول خود را در این شرکت قرار داده اید، هیچ وقت همه راههای بازاریابی را نمی روید و خیلی خوب تحقیق و بررسی و با متخصص صحبت می کنید و بعد آن روش بازار یابی را امتحان می کنید.

نکته اصلی این است، فرقی که یک کارآفرین با یک کارمند دارد. این است که کارمند دلسوز شرکت نیست. چه شرکت سهامش بالا یا پایین برود یا نه اینکه شکست بخورد، اصلاً ارزشی برا شرکت قائل نیست. زیرا سرماه حقوق خود را گرفته است، حال چه کار کرده باشد و چه کار نکرده باشد. در هر حال در پایان ماه حقوق خود را دریافت می کند.

ولی چرا یک کارآفرین موفق سهم زیادی از پول را به خود اختصاص می دهد؟ به این علت است که دلش برای کسب و کار خودش می سوزد، اگه 10 ساعت در دفتر کار شرکت است واقعا سعی می کند که آن شرکت را به یک سطح عالی تری برساند. فرق یک کارآفرین با یک کارمند همین است. تفاوت در سطح تاثیر گذاری و کاری که درست انجام می دهند.

حال کسی که از من درخواست 500 میلیون تومان وجه نقد می کند، اگر من این مبلغ را به او پرداخت می کردم و همان فرد هر ایده ای که در ذهن خود داشت را اجرا کند. ارزشی برای این مبلغ قائل می شود یا خیر؟ جواب این سوال خیر است، زیرا این پول را هر گز خود او به دست نیاورده و پول را فرد دیگری به او داده است. خیلی از افراد در دنیا می توان گفت حدودا 90% افرادی که در دنیا لاتاری برنده شده و یک مبلغی را در یک قرعه کشی برنده می شوند، که این مبلغ بالای یک میلیون دلار بوده، درکمتر از دوسال آن را ازدست می دهند.

علت آن است که ارزش پول را نمی دانند. هرکسی ارزشی برای پول قائل می شود، همین اتفاق می تواند در مورد دانش اتفاق بیافتد.

من در زمینه بازاریابی کارهای بزرگی کرده ام و همه آنها در نتیجه تجربه های بنده در زمینه بازاریابی است که این ارزشمند است و این 10 برابر آن سرمایه ای که من در بازاریابی گذاشته ام، ارزش دارد. زیرا من می دانم که در چه وبسایت هایی باید تبلیغ کنم و چه عنوانی برای آن تبلیغ انتخاب کنم، چه ویدیوی تبلیغاتی بسازم و چه جدول زمانی برای آن قرار دهم و چه تیزری آماده کنم و همه اینها بر اساس تجربه به دست می آید.

این حالتی است که شما به یک شرکتی پول می دهید و آن شرکت برای شما همه این موارد را انجام می دهد و یک خروجی ویدیویی برای شما می سازد. پس هیچ چیزی غیر از این وجود ندارد. اگر می خواهید پیشرفت کنید دو راه حل دارید یکی اینکه زمان بگذارید و آزمون خطا کنید و دوم اینکه به کسی که متخصص آن کار است و قبل از شما آن کار را انجام داده، پول بپردازید و تجربه، دانش و نتایجی که او کسب کرده است را بخرید. توجه داشته باشید که هیچ میان بری وجود ندارد یا باید خودتان تجربه کنید یا از تجربیات دیگران استفاده کنید.

 واقعا ارزش اطلاعات چقدر است؟

اکنون با استفاده از یک مثال می توانید خود تحقیق کنید و در آخر با منطق خودتان تصمیم بگیرید. بطور مثال من در دوره پاراسل زندگی چند فصل را به بازاریابی اختصاص داده که چگونه بازاریابی کنید یا محصولی که ساختید یا دارید را بتوانید بفروش برسانید و در بازار عرضه کنید. در زمینه بازاریابی هر کسی که بخواهد اطلاعاتی را کسب کند، اولین مرجعی که می خواهد استفاده کند به دانشگاه می رود.

موضوع بحث در رابطه با دانشگاههای ایران نیست؛ زیرا شاید خیلی از آنها نسبت به این اطلاعات بسیار عقب باشند. شاید 10 ، 20 یا حتی 30 سال از این رشته عقب باشند. بنابراین روی صحبت با بهترین دانشگاههای دنیاست و فرض کنید می خواهید در این دانشگاه ها تحصیل کنید، شهریه این دانشگاهها چقدر است؟  آیا تاکنون تحقیق کردید؟

شاید الان در ایران یا در کشورهای آسیایی زندگی کنید، ولی اگر رویای این را داشته باشید که بخواهید در دانشگاهی در آمریکا یا کانادا در رشته ای که علاقه دارید، مثلا بازاریابی تحصیل کنید. آیا می دانید هزینه آنها چقدر است؟ شما می توانید در وبسایت onlineu.org رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و لیست کل دانشگاهها را چک کرده و قیمت های تمام رشته ها را پیدا کنید. اگر اینکار را برای بازاریابی انجام دهید. حداقل مبلغ ماهیانه برای تحصیل در دانشگاهها بین 12 الی 40 هزار دلار است که اگر شما بطور میانگین حساب کنید 20 یا 30 هزار دلار که هر دلار مثلاً 4100 تومان است. چه اتفاقی می افتد؟

سالیانه 120 میلیون شهریه همان دانشگاههاست. بسیاری از آن افراد در این دانشگاهها تحصیل کردند و بعد از تحصیل چه اتفاقی می افتد. آنها به دنبال بازار کار می روند، الان زمانی است که آنها باید تجربه کسب کنند. تا الان برای شما اتفاق افتاده که مدرک دانشگاهی بگیرید، بعد از اینکه فارغ التحصیل شدید، به دنبال کار می گردید، حالا از شما می پرسند آیا سابقه کار دارید؟ و این دقیقا همان چیزی است که من راجع به آن با شما صحبت می کنم و باید شما به دنبال سابقه کار باشید و آن را بدست بیاورید و این به چه معناست؟ معنای صحیح تجربه می باشد.

 شما دانش را دارید و بعد از آن تجربه کار پیدا می کنید و بعد به درآمد می رسید. این پروسه ای است که 80% افراد آن را طی می کنند.

اطلاعاتی که در دانشگاههای کشورها وجود دارد، حتی در کشورهای آمریکا و کانادا که این موارد خوب است اما کاربردی نیست. اگر می خواهید بازاریابی را یاد بگیرید. این را باید از کسی یاد بگیرید که الان اینکار را انجام می دهد و این خیلی مهم است. انسان های بسیار بزرگی در تمام دنیا هستند که اینکارها را انجام می دهند. شاید بخواهید در فیلم سازی به یک سطح بالایی برسید، پیشنهاد این است که فیلم های افراد بزرگ را ببینید، زندگی آنها را بخوانید، ردپای آنها را دنبال کنید و در مرحله آخر کتاب هایی در این باره بخوانید و فیلم های آموزشی نیز ببینید.

این تفاوت را اگر متوجه نشوید اتفاقی برای شما نخواهد افتاد جز اینکه بعد از 4 سال تحصیل در دانشگاه که 400 یا 500 میلیون تومان هزینه کردید، دانشی را به دست آوردید و بعد می پرسید که اکنون باید سراغ چه شغلی بروید؟ شغلی برای شما وجود ندارد. شما چگونه می توانید در این بازارکار موفق باشید؟

بسیاری از دوره های آنلاینی وجود دارد که شهریه های 20 الی 30 هزار دلار دارد و چه کسی این دروس را تدریس می کند. کسی که در آن  رشته هم متخصص و هم موفق است. اکنون در سال 2018 دقیقاً اتفاقی در حال رخ دادن است، که هر چند سال یکبار کل اطلاعات در دنیا چند برابر می شود. اعتقاد من این است که اگر کسی در سال 2010 در کاری موفق بود. اصلاً به این معنی نیست که اکنون آدم موفقی باشد، زیرا هر روز همه چیز در حال تغییر می باشد.

تاکنون دقت کردید یک زمانی فیس بوک از لحاظ عملکرد بسیار قوی بود و همه افراد در فیس بوک بودند، همه شرکت ها در فیس بوک سرمایه گذاری می کردند. ولی الان رویه فرق کرده و همه آنها به اینستاگرام تبدیل شده اند، خوب چه اتفاقی می افتد؟ مسلماً مشخص نیست و مدام همه چیز تغییر می کند و رقابت فوق العاده بالا است.

لازم به ذکر است اطلاعاتی که در دانشگاه ارائه می شود خوب و قابل احترام است. اما با آنها کسی نمی تواند به راحتی کسب درآمد کند یا اینکه کسب و کاری را راه اندازی کند. زیرا نیاز دارد که یک تجربه عملی در بازار به دست بیاورد و بهترین راه این است که اطلاعات را از کسی بپرسد که همین الان در آن کار موفق است و شما باید همین افراد را پیدا کنید.  شما باید هر رشته ای که واقعا به آن علاقه مند هستید و می خواهید در آن حوزه موفق شوید، افراد برتر آن را پیدا کرده، و تا زمانی که می توانید از اطلاعات، دانش و تجربه آنها استفاده کنید.

هزینه دانش چقدر است ؟

به نظرشما آیا این سوال درستی است؟

نظر من مخالف است و این سوال را غلط می دانم. زیرا اسم آن هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری است. شما زمانی که یک موضوعی را انتخاب می کنید و می خواهید در آن بهترین و جزء 10% در آن رشته باشید. مسلماً کتاب هایی وجود دارد که باید بخوانید، آیا زمانی که پول می دهید و کتابی را می خرید، سرمایه گذاری می کنید یا اینکه در حال هزینه کردن هستید؟

متاسفانه سرانه مطالعه در کشور ایران فوق العاده پایین است، خیلی از افرادی که با آنها در زمینه کتاب صحبتی پیش می آید. فقط به دنبال این هستند که کتابها را به صورت رایگان دانلود کنند، این زمانی خوب است که آنها همان کتاب را بخوانند. اما جای تامل دارد که چرا بعضی ها این باور در ذهنشان نقش نبسته است که برای اینکه چیزی را یاد بگیرند، باید بهای آن را پرداخت کنند؟ چرا مدام به راههای رایگان فکر می کنند و این واقعا اتفاق بدی است که در ذهن آن ها خواهد افتاد.

زیرا یک گارد محکمی برای خود می سازند که همه اطلاعات رایگان است و این یک دروغ بزرگ است که شما باید به این درک برسید. زمانی که شما می خواهید پیشرفت کنید باید بهای آن را پرداخت کنید. بها در بعضی اوقات پول و در بعضی از اوقات زمان می باشد.

زمانی که 10 تا کتاب می خرید و هزینه ای به مبلغ 200 یا 300 دلار می کنید. در اصل دارید شما روی شخصیت خود سرمایه گذاری می کنید. زمانی که در یک دوره انلاین شرکت می کنید 100، 300 یا 400 دلار برای آن هزینه می کنید، این سرمایه گذاری را روی شخصیت خودتان و آینده  شماست. هیچ وقت اسم آن را هزینه نگذارید به دنبال راه رایگان نباشید، اگر می خواهید در زندگیتان 10 برابر بیشتر پیشرفت کنید.

این مورد را باید در ذهن خود حل کنید، ابتدا شاید این امر برای شما سخت باشد و شاید 10 یا 20 سال عادت کردید که هیچ پول یا هزینه ای برای چیزی پرداخت نکنید و تا جایی که می توانید رایگان استفاده کنید به دست بیاورید. این خیلی خوب است که بتوانید پول را ذخیره کنید و هزینه های خود را کاهش دهید. ولی مبحث مذکور هزینه کردن نیست. بلکه این سرمایه گذاری است که باید در ذهن خود این را حک کنید و مدام به این فکر کنید. اگر شما می خواهید به سطح بالاتری برسید، باید هزینه آن را پرداخت کنید. زمانی که می خواهید یک راهی را طی کنید، گزینه راه اساسی وجود دارد. آیا شما می خواهید که این را تجربه کنید؟ یا از تجربه دیگران استفاده کنید؟

اگر گزینه اول است محکم بایستید و تا آخرین قدم کار را ادامه دهید. شاید 10، 20 یا 30 بار شکست بخورید. ولی آن کارها برای شما تجربه محسوب می شود و می توانید به آن رویایی که در ذهن خود دارید، برسید.

گزینه دوم این است که هزینه کنید و از تجربیات افراد موفق که در آن رشته هستند. از کتابهای آنها استفاده کنید، از دوره هایی که دارند استفاده کنید، از هر اطلاعاتی که دارند استفاده کنید و در زمان خود صرفه جویی کنید. زیرا همانطور که می دانید این خیلی مهم است که شما چه زمانی به مقصد و رویاهای خود می رسید؟ آیا 10 سال دیگر یا 50 سال دیگر این اتفاق می افتد؟

مثلاً در بازاریابی نمی توانید همه راهها را امتحان کنید، اگر همه راهها 50 میلیون تومان هزینه بخواهد نمی توانید همه راهها را انتخاب کنید تا درست اتفاق بیافتد. زیرا شما 50 میلیون از دست می دهید و این غیر ممکن است و باید دقیقاً سعی کنید که اولین راه که سریع ترین و درست ترین راه باشد را به چه شکلی می توانید انجام دهید. بدون اینکه با متخصص آن کار مشورت و تحقیق کنید.  

با سپاس فراوان از شما دوست عزیز، امیدوارم بیشتری بهره را از مطالب مقاله بهای موفقیت زمان است یا هزینه در افراد برده و شاهد اثرات آن در بهبود زمانبندی خود بوده و آن ها را از طریق ارسال کامنت با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

موفقیت شما روزافزون

حسین عزت خواه ، مدرس موفقیت و کارآفرین

بهای موفقیت زمان است یا هزینه

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 1

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط